يك سال ديگر مهلت ده بتهاى ما در مسجد بماند تا نذورات آنها را دريابيم و يا حداقل اجازه ده بتها را به دست خود مؤدبانه بشكنيم تا ما با تو جلسه كنيم و در دعوتت بينديشيم .
معناى آيه : اى پيامبر ، حقيقت اين است كه نزديك بود تو را از آنچه به تو وحى كردهايم بلغزانند و منحرف و منصرف سازند تا به جاى آن غير آن را بر ما افترا بندى ، يعنى مثلًا به جاى ابلاغ توحيد و ابطال شرك و تحقير بتها از آنها تجليل كنى و به جاى پذيرش گروندگان ، آنها را برانى . و اگر چنين مىكردى حتماً آنها تو را دوست خويش اتخاذ مىكردند .
وَلَوْلَا أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا
آيهء پيشين در مقام اين است كه ارادهء تحريف كفار قوى و جدّى بود به گونهاى كه نزديك بود تو را بلغزانند و اگر چنين اتفاقى مىافتاد آنها تو را دوست و خليل خود قرار مىدادند ، و اين آيه در صدد بيان اين است كه ما بوديم كه قلب تو را ثبات بخشيديم و گرنه تو به آنها ميل مىكردى و ما هم تو را مورد عذاب شديد قرار مىداديم .
معناى آيه : اى پيامبر ، اگر نبود اينكه ما تو را به واسطهء مقام نبوت و عصمت ثبات قدم و استحكام روح و استوارى در ايمان و اجراى اهداف ربوبى بخشيديم بىترديد نزديك بود كه اندكى به سوى آنان ميل كنى . يعنى لكن به واسطهء تثبيت ما آن ميل اندك نيز تحقق نيافت .
إِذاً لَأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لَا تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً
يعنى : اگر چنين مىشد و تو به سوى آنها هر چند به پذيرش برخى از خواستههاى آنها ميل مىكردى آن هنگام ما دو برابر حيات و ممات را ، يعنى دو برابر عذاب كفار در حياتشان در دنيا و دو برابر عذاب آنها پس از مرگ و مماتشان در عالم آخرت ، را به تو مىچشانديم ( زيرا اين امر مقتضاى خطاى صاحب چنين مقام است ) و پس از آن هرگز براى خود عليه ما ياورى نمىيافتى . و اين جمله تأكيد و تشديد در كيفر آن خطاست .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٥٣