آنان نمىافزايد .
مراد اين است كه خواب خطرناك و هشياردهندهء پيامبر اسلام به نام شجرهء ملعونه تأثيرى در حال گروه معاصر پيامبر نداشت ، بلكه اثرى معكوس داد . و گويى اين آيه به عنوان تسليت پيامبر است .
[ داستان سجده بر آدم ]
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ قَالَ ءَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِيناً « 61 » قَالَ أَرَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا « 62 »
لغت و اعراب :
خلقت طيناً به تقدير « حالكونه طيناً ، أومن طين » . أرأيتك يعنى « أخبرنى » و كاف آخر تأكيد خطاب است . هذا الذى مبتداست خبرش محذوف است ، به تقدير « لِمَ كرّمته علىّ » . لئن أخّرتن لام قسم و جواب شرط لأحتنكنّ است . احتَنَكَه : مسلّط شد بر او ، لجام زد بر دهانش .
تفسير :
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ
يعنى : و به ياد آور زمانى را كه به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد .
يعنى پس از آن كه پيكر او را از لجن متعفّن و گل خشكيده مانند فخّار « 1 » ساختيم و آمادهء حيات كرديم ، به آنها امر كرديم كه به مجرد حلول روح در وى و زنده شدنش همگى در برابر او به سجده افتند . مراد سجدهء اصطلاحى و نهادن پيشانى به خاك است به عنوان
هامش
( 1 ) . يعنى سفال .