امكانى و نقايص ديگر موجودات به زبان تكوين ، تنزيه و تقديس حق از هر نقص دارد ، و كمالات موجودش ستايش تكوينى از كمال و جمال او دارد . و در جملهء قبل ، تنها تسبيح گفته شده و در اين جمله حمد نيز اضافه شده براى بيان اينكه همهء ذرّات عالم وجود همان گونه كه تسبيح مىگويند ، حمد و ثنا و ستايش نيز دارند .
وَلكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
يعنى : و لكن شما تسبيح و تقديس آنها را نمىدانيد .
گفته شده كه خطاب به مشركان است ، زيرا آنها تسبيح تكوينى را نمىدانند . و ممكن است مراد بشر باشد به عنوان غالب ، و گرنه اين معنا از تسبيح را عدهء زيادى از انسانها مىدانند . و ممكن است مراد از تسبيح و تحميد اجزاى جهان ، تسبيح و حمد انشائى نشأت يافته از ادراك باشد بنابراين كه همهء موجودات حتى جمادات را نصيبى از درك توحيد و جلال و جمال اوست و همه داراى حظّى از كلام و ادوات خاص انشاء ، غير از الفاظ و كلمات موضوعهء بشرى هستند چنانكه گاهى در ميان خود ما نيز تفهيم معانى به غير الفاظ صورت مىگيرد .
و جملهء آخر اشاره به جهل عامّه به اين قسم از تسبيح است جز آنانكه خدا به ايشان بفهماند .
إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً
يعنى : حقّاً كه او حليم و بردبار است . و از اين رو به مجرمان و طاغيان مهلت فراوان مىدهد كه علامت حلم و منزه بودن او از بيم فوت است . و او بسيار آمرزنده است و از اين ناحيه ضرر و آسيبى به او نمىرسد .
[ بىادراكى كافران ]
وَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجَاباً مَسْتُوراً « 45 » وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْراً وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَى أَدْبَارِهِمْ نُفُوراً « 46 »