تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
والدين ، اداى حقّ ذىالقربى ، اداى حقّ مسكين ، اداى حقّ ابن‌سبيل ، قول ميسور به والدين ، تسلّط ولىّ دم بر قصاص ، وفاى به عهد ، ايفاء در كيل ، ايفاء در وزن . و متعلّق نهى : عبادت غير خدا ، اف گفتن به والدين ، نهر و راندن والدين ، تبذير در اموال ، بخل به مال ، اسراف در اموال ، كشتن اولاد از ترس فقر ، زنا كردن ، قتل نفس ، اسراف در مقام قصاص ، قرب ناحق به مال يتيم ، پيروى از غير علم ، رفتار متكبرانه . بايد دانست كه طبق فقه اسلامى ، افعال مكلّفان داراى جهات سه گانه است : واجديت مصلحت و مفسدهء فردى و اجتماعى ، محبوبيت و مبغوضيت نزد خدا و تعلّق امر يا نهى به آنها . پس معناى جملهء « كان سيّئه عند ربّك مكروهاً » اين است كه آنچه داراى مفسده است ، در نزد خدا مبغوض و طبعاً متعلّق نهى است .

[ نهى از شرك و مؤنث انگاشتن فرشتگان ]

ذلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقَى فِى جَهَنَّمَ مَلُوماً مَّدْحُوراً « ذلك » در آيهء سابق اشاره به افعال يعنى موضوعات ، و در اين آيه اشاره به احكام آنهاست . يعنى : آن ايجاب و تحريم‌هاى بيست و شش‌گانه ، حكمت و احكام آسمانى شريعت است كه پروردگارت به سوى تو وحى نموده است . و هرگز همراه خداوند معبودى اتخاذ مكن ، مبادا در روز قيامت در جهنم افكنده شوى در حالى كه مورد ملامت قرار گيرى و طرد و تبعيد شوى . يعنى ملامت زده در نزد وجدان خود و فرشتگان و صالحان ، و طرد شده از قرب حق‌تعالى و زمرهء نيكان و صالحان . و اين آيه تكرار آيهء 22 است كه ذكر امور فوق از آن شروع شد و براى تأكيد بر اهميت توحيد و نفى شرك به لحنى ديگر بيان شده است . أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِنَاثاً إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيماً خطاب به مشركان و استفهام انكارى است ، يعنى انكار آن كه دختران را بد و سبب ننگ و عار مىدانند و با اين حال مىگويند همهء فرشتگان يا عدّهء خاصى از آنها دختران خدايند ! معناى آيه : آيا خداوند ، شما را به داشتن پسران مخصوص كرده و برگزيده و خود از فرشتگان دخترانى اتخاذ نموده است ؟ حقّاً كه شما گفتارى بزرگ در زشتى و شناعت مىگوييد . زيرا اولًا به خداوند نسبت فرزند مىدهيد . ثانياً فرشته‌ها را كه بهترين