در هر موردى نياز به دليل خاصّى دارد كه استثناى آيه مبيّن آن است ، نظير موارد ارتداد از اسلام و قصاص و حدود شرعى و مقدّميت آن بر امرى مهمتر از آن ، و هكذا .
وَمَن قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً
يعنى : و كسى كه مظلوم كشته شود ، ما براى ولىّ دم و صاحب خون او سلطنت تشريع كرديم .
مراد از ولىّ دم اعمّ است از اولياى شخصى نظير وارثان شرعى مقتول ، و ولىّ عام نظير حاكم اسلامى و ولىّ امر شرعى در فرض نبود وارث نسبى و سببى . و مراد از سلطان ، جعل حكم وضعى است يعنى سلطه و قدرت بر اينكه قاتل را عفو كند يا قصاص نمايد يا قصاص را در فرض رضايت طرف تبديل به ديه كند .
فَلا يُسْرِف فِى الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنصُوراً
كلام به عنوان نهى غايب است . يعنى پس نبايد ولىّ دم در مقام اجراى حكم قصاص اسراف كند و از حد تجاوز نمايد و مثلًا در قتل يك نفر ، دو نفر يا بيشتر را بكشد . و همچنين در مقام استيفاى قصاص اعضا يا قصاص منافع از حد تجاوز نمايد . و اين بدان جهت است كه او يارىشده از جانب خداوند است . يعنى به واسطهء آنكه خدا قصاص را تشريع نموده و نيروى قضايى اسلامى او را در مقدمات اجرا كمك كرده است ، پس نبايد از اين ارفاق سوء استفاده كند .
وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ
يعنى : و هرگز به مال يتيم نزديك نشويد مگر از راهى كه نيكوتر است .
مراد از قرب ، تمام تصرفات است و تعبير به قرب ، كنايه از شدت حرمت آنهاست . و مراد از راه نيكوتر ، تصرفاتى است كه شرع يا عقل آن را جايز مىشمارد ، نظير تصرفات ولىّ يتيم از جدّ پدرى و حاكم يا وصىّ پدر و جد ، و تصرفات حسبى هر انسان خيرخواهى در صورت عدم وجود ولى و وصى .
حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ
يعنى : تا آنگاه كه به بلوغ برسد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٣٢٤