اصول و فروعش محكم و استوار و مطابق عقل سليم و تأمينكنندهء همهء مصالح فردى و اجتماعى جامعهء بشرى است .
وَأَنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَاباً أَلِيماً
و « انّ » عطف است به « انَّ لهم » در آيهء قبل .
يعنى : و نيز اين قرآن بشارت مىدهد مؤمنان را به اين كه كسانى كه به نشأهء آخرت و زندگى واپسين ايمان نمىآورند ، ما براى آنها عذابى دردناك تهيّه و آماده كردهايم .
پس براى مؤمنان دو بشارت است : پاداشى بزرگ براى خودشان ، و عذابى دردناك براى كفّار و دشمنانشان . و منحصر كردن عذاب آخرت به عدم ايمان به معادِ تنها در صورتى كه عدم تحقق ايمان به هر يك از اصول عقايد سهگانه يا پنجگانه همانند عدم مجموع ، سبب كفر و استحقاق عذاب اخروى است ، به لحاظ اهميت اعتقاد به معاد و تأثير بهسزاى آن در پذيرش ساير اصول عقايد و عمل به احكام فرعيه است .
وَيَدْعُ الْإِنسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا
يعنى : و انسان شر خود را مىخواهد و درخواست مىكند بدان گونه كه خير خود را مىطلبد ! و همواره انسان شتابزده است .
مراد از دعا در اينجا اعم است از دعاى لفظى نظير طلب حاجت از خداوند ، و دعاى عملى نظير زراعت به قصد حاصل و مانند آن . و غرض اين است كه انسان گاهى با درخواست لفظى از خداوند شر و ضرر و بدى خود را مىخواهد ، مثل حال غضب و عصبانيت و مانند آنها و يا از روى جهل و عدم اطلاع از عواقب امور ، و گاهى با درخواست عملى نظير آن كه اسباب و وسايلى را به قصد رسيدن به مسبَّبات شر و ضرر به شدت تعقيب مىكند و فراهم مىسازد و در اطراف و جوانب كار دقت نمىكند و عقل خود را هر چند از راه مشورت و غيره به كار نمىاندازد .
و در كلمهء « و كان الانسان » كانَ براى ربط است ، يعنى انسان طبعاً شتابزده است . و ممكن است براى سبق زمانى باشد ، يعنى از آغاز خلقتش اين صفت و استعداد در وى وديعت است . و ضعيفاً گفته شده « 1 » كه مراد از انسان آدم ابوالبشر عليه السلام است و عجلهء وى اين
هامش
( 1 ) . يعنى به قولى ضعيف .