[ معراج از مسجد الاقصى ]
تفسير :
سُبْحَانَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى
يعنى : تنزيه و تقديس كن كسى را كه - يا منزّه است كسى كه - بندهء خود را در شبى از مسجدالحرام به سوى مسجدالاقصى سير داد .
اين آيه بيانى صريح از سفر اعجازى پيامبر اسلام است كه در حدود يك سال پيش از هجرت ، از مكهء معظّمه از حِجر اسماعيل اتفاق افتاد و طبق روايات ، جبرئيل امين و انبوهى از فرشتگان ، پيامبر اسلام را پس از اقامهء نماز مغرب و عشا از مسجدالحرام تا مسجدالاقصى كه در آن عصر دورترين مسجد از مكه و فاصلهء ميان آنها 2200 كيلومتر بود ، سير دادند . مَركب او از جنس مركبهاى زمينى نبوده ، بلكه مركب خاص آسمانى و داراى درك و شعور و كيفيت سيرش پرش در فضا بود .
و ظاهر كلمهء « عبده » اين است كه اين سفر در حال بيدارى نه در خواب ، و با بدن زندهء ذىروح نه روح بدون بدن واقع شده است . اين سفر به نحو غير عادى و به طريق معجزه بوده است به شهادت ظهور كلام در اعجاب و تسبيح و تنزيه خدا در انجام يافتن آن ، و اصرار كفّار قريش بر انكار ، و وقوع رفت و برگشت در يك شب .
الَّذِى بَارَكْنَا حَوْلَهُ
يعنى : مسجد الاقصايى كه اطراف و جوانب آن را مبارك كرديم .
مراد سرزمين شامات و دمشق و اردن و فلسطين است كه همه پر خير و بركت است به بركت مادى و معنوى ، زيرا آنجا از زمانهاى قديم مركز نزول وحى و محل بعثت پيامبران الهى بوده و همهء منطقه ، سرسبز و خرم و پر باران و داراى زمين و خاك مستعد و حاصلخيز و درختان انبوه پرحاصل است .
لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا
يعنى : ما او را اينگونه سير عجيب داديم و به سفر خارقالعاده برديم و به سوى اللَّه عروج بىسابقه داديم ، تا از آيات و نشانههاى خود به او نشان دهيم ، زيرا اين سفر از آغاز تا پايان آن مملوّ از علايم توحيد و آثار قدرت و مالكيت و ملك و جبروت و عظمت و