تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
حكمت خدا بود ، از آمدن بُراق ، مركبى كه نظير آن را كسى سوار نشده ، و يارى فرشتگان مقرب و عظيم الشأن الهى توام با تكبير و تحميد و تهليل ، و مشاهدهء مناطقى از كرهء زمين به روشنى در ميان شب تار ، و فرود آمدن پس از لحظاتى در مسجدالاقصى ، و ملاحظهء سوابق مسجد و آثار باقيهء سليمان بن داود و علايم و صنايع لشكريان او از انس و جنّ و پريان و طبعاً زيارت قبور پيامبران آن سامان و اطلاع از قبر موسى بن عمران ، و سر زدن به اصحاب كهف و تماس اعجازآميز و تاريخى با آنها . و محتمل است كه مراد از نشان دادن آيات ، معراج معروف پيامبر اسلام باشد بنابراين كه در همان شب از مسجدالاقصى به سوى آسمان‌ها سفر كرده و عجايبى از خلقت آسمان‌ها و ساكنان آنها ديده است هر چند از اين آيه بيش از سفر تا مسجدالاقصى استفاده نمىشود و بايد به اوايل سورهء نجم و مانند آن مراجعه نمود . إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ظاهر اين است كه هر دو ضمير راجع به خداست . يعنى : چنين كرامت از خدا براى اين است كه او شنوا به گفتارها و خطورات و درخواست‌هاى قلبى بندهء خود ، و بينا به حالات و كمالات و استحقاق كرامت اوست . وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدىً لِّبَني إِسْرَائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِن دُونِي وَكِيلًا « 2 » ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْداً شَكُوراً « 3 » لغت و اعراب : جعلناه مرجع ضمير منصوب موسى يا الكتاب . ألّا تتّخذوا أن مفسّره با نفى ، تفسير هدايت است به تقدير « أى لاتتّخذوا » و يا آن‌كه كلام به تقدير « أمرهم ألّا تتّخذوا » است . ذرّيّة - به تثليث ذال - اسم جمع است به معناى اولاد صغار ، و گاهى بر يك فرد و بر اولاد كبار نيز اطلاق مىشود و نصب آن به تقدير « أعنى » است .