و عقايد و اعمال است . و به عبارت ديگر او را به راه شريعت و كتاب آسمانى خود راهنمايى كرد .
وَآتَيْنَاهُ فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِى الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ
يعنى : و او را در دنيا حسنه عطا كرديم . اين كلمه عام است و شامل هر نعمت و صفت و مَلَكه و عمل نيك مىشود مانند عمر دراز و اولاد صالح كه هر يك از آنِ پيامبران مشهور تاريخ است ، و شريعت مستقل و كتاب شريعت آسمانى ، و بناى خانهاى براى خدا و خلق ، و نام نيك در ميان ملل مختلف جهان ، و مبارزهء بىسابقه با بتپرستى تا خوض در آتش و آزمايش سخت در قربانى فرزند در حج الى اللَّه . و بىترديد او در آخرت نيز از صالحان و نيكان است .
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفاً وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
كلمهء « ثم » براى تراخى است . يعنى : پس از گذشت چندين قرن از زمان ابراهيم ، به سوى تو وحى كرديم كه بايد از آيين و شريعت ابراهيم حقگرا پيروى كنى . مراد اين است كه هر چند ميان شريعت ابراهيم و پيامبر اسلام فاصلهء زمانى طولانى است به وسيلهء بعثت دو پيامبر اولواالعزم و عرضهء دو شريعت مستقل براى مجتمع بشرى كه هر يك ناسخ ديگرى بوده مانند شريعت موسى و عيسى ، لكن ما به محمّد صلى الله عليه و آله وحى كرديم كه پيروى از آيين ابراهيم كن ، يعنى در خصوص روش مبارزه با شرك و بتپرستى ، زيرا منطقهء حجاز در آن روز همانند عصر نمرود در بينالنهرين شده بود .
و يا آنكه مراد پيروى كردن در اصل شريعت ابراهيمى و احكام آن است بنابر اينكه شريعت اسلام محمّدى صلى الله عليه و آله مكمّل شريعت ابراهيم خليل است و ناسخ بودن شريعت محمّدى نسبت به آن به واسطهء بعضى از احكام فرعى آن است ، يا نسبت به شريعت موسى و عيسى است .
و نيز وحى كرديم به سوى تو كه هرگز ابراهيم از مشركان نبوده است . اين جمله تكرار و تأكيد بر كمال توحيدى مقام ابراهيم و نفى انتساب شرك به اوست در حالى كه او اسوهء موحدان جهان بود .
إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيَما كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ « 124 » ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ « 125 »
تفسير روان (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٩٥