هادَ الى الشىء : رجوع كرد به سوى آن ، و هادَ فلانٌ : يهودى شد .
تفسير :
وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذا حَلَالٌ وَهَذا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
يعنى : و هرگز به خاطر آنچه زبانهايتان به دروغ توصيف مىكند نگوييد اين چيز حلال است و اين چيز حرام است ، تا در نتيجه بر خدا دروغ بنديد و افترا گوييد .
حاصل اين است كه حكم به حلال و حرام بودن چيزى نظير ساير احكام دين و شرايع آسمانى در هر موضوعى به پيروى از گفتهها و نوشتههاى بىاعتبار جايز نيست ، بلكه بايد مستند به كتاب الهى و سنّت پيامبران و اهلبيت وحى باشد . و از مصاديق اين كبراى كلّى ، تحليلها و تحريمهاى گذشته است كه حكم به حلّيت ميته و خون مىكردند و حكم به حرمت بحيره و سائبه و غيره . و اين آيه شامل اغلب احكام اصولى و فروعى است كه مندرج در كتب آسمانى منسوخ است و آنچه در مذاهب و مكاتب مختلف باطل به خدا نسبت مىدهند .
إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ
يعنى : بدون ترديد كسانى كه بر خداوند دروغ مىبندند هرگز رستگار نمىشوند .
مَتَاعٌ قَليلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ
يعنى : برخوردارى اندكى است و آنان را عذابى دردناك است .
طبعاً تمام اين گناهان و افتراها براى طمع مال و جاه و برخوردارى از دنياست ، پس هر چه باشد و هر قدر باشد در برابر آخرت متاعى است كم يا عذابى است بسيار .
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
اين آيه گويى پاسخ از سؤالى مضمر است و گويندهاى مىگويد : اگر محرمات خوراكى منحصر به اين چند قسم است ، پس مقدار زيادى از خوراكىها كه بر يهود حرام شده چيست ؟
معناى آيه : اى پيامبر ما ، به طايفهء يهود آنچه را كه از پيش بر تو بازگو كرديم حرام نموديم . يعنى درست است كه براى آنها اضافه بر ديگران حرام نموديم ، لكن در اين تحريم ما بر آنها ظلم نكرديم و بىجهت نبود بلكه آنها پيوسته به خويشتن ستم مىكردند . پس
تفسير روان (فارسى) — صفحة 292
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٩٢