ذوق است و تقدير « جعل الجوع و الخوف محيطين بها لتذوق مرارتهما » .
[ عاقبت كفران نعمت ]
تفسير :
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَداً مِن كُلِّ مَكَانٍ
يعنى : و خداوند مثلى زده است - براى هر اجتماع داراى نعمت فراوان كه كُفران ورزند - مجتمعى را كه در حال امن و امان و آرامش دل بودند و روزىِ آنها فراوان از همه جا مىرسيد . يعنى از سه نعمت عظيم الهى برخوردار بودند : ايمنى از حملات دشمن خارجى و طغيان مخالف داخلى ، آرامش از امراض و آفات و آسيبهاى محيط ، و برخوردارى از روزىهاى فراوان كه از هر سوى گيتى به آنجا جلب مىشد .
فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ
يعنى : پس آن اجتماع به نعمتهاى خدا كفران ورزيدند ، به اين معنا كه نعمتهاى دنيوى خود را در مصارف فاسد و ناروا از نظر شرع و عقل مصرف نمودند و نعمتهاى اخروى مانند اصول عقايد حقّه را به كفر و شرك ، و فضايل اخلاقى را به رذايل مبدّل نمودند و كردار و آداب و رسوم نيك را به فساد در گفتار و كردار تبديل كردند . پس خداوند بر آن مجتمع لباس گرسنگى و ترس پوشانيد ، يعنى اين دو صفت را همانند لباسى بر پيكر آن مجتمع پوشانيد به گونهاى كه تلخى آن را با ذائقهء روح چشيدند . و اينها همه به خاطر جرمهايى بود كه پيوسته مرتكب مىشدند .
وَلَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ
اين آيه در بيان اين است كه آنها همان گونه كه نعمتهاى مادى را كفران كردند نعمتهاى معنوى را كه در رأس آنها آمدن رسول و شريعت است كفران نمودند .
يعنى : و حقيقت اين است كه براى آنها فرستادهاى از خودشان آمد ، يعنى بشرى از جنس خودشان نه از فرشتگان و نه از اجنّه و پريان ؛ پس او را تكذيب نمودند ، يعنى دعوت او را رد كردند و كتاب و شريعت عرضه شدهء او را نپذيرفتند ، و در نتيجه عذاب خدا آنها را در حالى كه ظالم بودند فرا گرفت . يعنى نقصى در دعوت و كتاب و شريعت نبود ، آنها بودند كه در ردّ و انكار آن ستمكار بودند .