كمال غفلت به سر مىبرند .
لَا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِى الْآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرُونَ
يعنى : نتيجهء اين حالات نفسانى و رفتار عملى آنها آن است كه لامحاله و بدون برگشت آنها در عالم آخرت زيانكارند . زيرا سرمايهء عمر و زندگى را كه عبارت از مجموع نيروها و فعاليتهاى اوست و بايد همه در راه تحصيل خير دنيا و سعادت آخرت مصرف شود همه را هدر داده و چيزى به دست نياوردهاند ، بلكه در عوض ، شقاوت و عذاب ابدى تحصيل كردهاند ، و به اين اعتبار است كه در آيهء 22 هود تعبير به « أخسرون » نموده است .
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِن بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ « 110 » يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وُهُمْ لَا يُظْلَمُونَ « 111 »
لغت و اعراب :
ثم براى تفريع كلام به ما قبل . فتن الذهبَ : طلا را آب كرد تا ميزان خلوصش را بيازمايد ، و كنايه مىشود از آزمايش يا از تعذيب . ان ربّك دوم تأكيد اول است . من بعدها مرجع ضمير مؤنّث امور مذكور از عذاب ، هجرت ، جهاد و صبر است . يوم متعلّق به « اذكر » . نفسها مرجع ضمير مضافٌ اليه نيز نفس است . توفيه : به تمام معنا پرداختن حق و مانند آن . ما عملت به تقدير « جزاء ما عملت » يا « نفس ما عملت » .
تفسير :
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُوا مِن بَعْدِ مَا فُتِنُوا ثُمَّ جَاهَدُوا وَصَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ
اين آيه دربارهء كسانى است كه در صدر اسلام در مكه اسلام آوردند و در نتيجهء
تفسير روان (فارسى) — صفحة 286
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٨٦