باطن اكراهپذير نيست ، و گفتار و كردار كفرآميز نيز آثار حرمت و كفر و ارتداد را ندارد ، به خاطر آنكه عنوان اكراه و اضطرار نظير خطا و نسيان و جهل ، از عناوين ثانويهاند و بر هر فعلى كه به عنوان اولى حرام باشد عارض و منطبق شوند حرمت آن را برمىدارند ؛ مثلًا خوردن مال يتيم و آشاميدن مسكر حرام است و اگر از روى اشتباه يا خطا و فراموشى و اكراه و اضطرار واقع شد حرمت آن برداشته مىشود . بنابراين اگر كلمات كفر و كارهاى كفرآور از روى اكراه واقع شود اثر كفرى و حكم ارتدادى آن برداشته مىشود .
وَلكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْراً فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ
اين جمله به منزلهء بيان حال مستثنىمنه است و گويى مىفرمايد : مرادم از « مَن كفر باللَّه » مُكرَه مورد استثنا نيست ، بلكه كسى است كه سينهء خود را پس از ايمان ، به كفر گشوده و دلش به عقايد فاسد وسعت يافته است ، پس بر چنين اشخاصى غضبى شديد از خداوند در دنيا و براى آنها عذابى بزرگ در آخرت است .
ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا عَلَى الْآخِرَةِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ
يعنى : آن غضب و عذابى كه شامل حال مرتدان و صاحبان انشراح صدر به كفر مىشود به خاطر اين است كه آنها زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح دادند . يعنى زندگى پست و موقت و توأم با كفر و فسق دنيا را بر زندگى و الا و برتر و دائم آخرت برگزيدند و لازم اين انتخاب دخول در غضب و عذاب خداست . و نيز براى اين است كه خدا گروه كافران را هدايت نمىكند . يعنى مشيّت الهى بر اين نيست كه كافران مصرّ و عنود را به ارادهء تكوينى و جبر از آن راه منصرف كند و به راه راست بكشاند . و حاصل آنكه دربارهء آنها مقتضى غضب و عذاب ، موجود و مانع از جانب خداوند مفقود است .
أُولئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ
يعنى : آنهايند كسانى كه خدا بر دلها و نيروى شنوايى و بصيرت و بينايى آنها طبع كرده و مهرزده است . تعبير طبع در اين اعضا كنايه از اين است كه انسان را در سايهء اصرار بر كفر و گناهان حالت خاصى در دل پيدا مىشود كه او را از راه شنيدن دلايل روشن شرع و خرد ، و ديدن مناظر تنبّهآور و عبرتزا در جهان هستى و نگاه به آفاق و انفس در صفحهء وجود ، تنبّهى حاصل نمىگردد و از اين روست كه فرمود : و آنهايند كه در
تفسير روان (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٨٥