تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
لغت و اعراب : مَن كفر مبتدا ، خبرش مقدّر است و از خبر موصول سوم معلوم مىشود ، و تقدير « فعليه غضبٌ » است . شَرَحَ صدرَه للشىءِ و بالشىءِ : سينهء خود را گشود و وسعت داد . ذلك بأنّهم ذلك اشاره به غضب و عذاب است . استحبّ الشىءَ على الشىءِ : ترجيح داد آن را . طَبَعَ على الشىء - از باب مَنَع - : مهر زد بر آن . سمْع : گوش و نيروى شنوايى . بصر : چشم و نيروى بينايى . لاجرم : لامحالة ، حقّاً ، و گاهى « لا » زائد و « جَرَم » به معناى ثَبَتَ استعمال مىشود نظير لااقسم .

[ فرجام كافران ]

تفسير : مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِيمَانِهِ يعنى : كسى يا كسانى كه پس از ايمان به خداوند كفر ورزيدند ، غضب خداوند شامل حال آنهاست . مراد از ايمان ، اعتقاد به توحيد و همهء اصول عقايد واجبه است و مراد از كفر ، انكار همه يا برخى از آنهاست . و اين آيه ناظر به حكم ارتداد است از جنبهء اخروى آن كه مرتد جايش دوزخ و عذابش بزرگ است . و اما آثار و احكام شرعى دنيوى آن بسيار است و از جمله آن‌كه در آغاز ، موضوع ارتداد به دو قسم منقسم مىشود : فطرى و ملّى ، و هر دو قسم در اغلب آثار شرعى تكليفى و وضعى يكسان‌اند و همهء احكام اسلام از آنها برداشته مىشود ، و تفصيل مطلب در فقه اسلامى است . إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ يعنى : غضب و عذاب اخروى همانند آثار دنيوى شامل حال همهء مرتدهاست مگر مرتدى كه به ظاهر مُكَره و مجبور شود و در دل صفت ايمانش محفوظ و قلبش مطمئن و آرام باشد . مراد اين است كه حقيقت ارتداد عبارت است از تغيير اعتقاد قلبى از اسلام به كفر و ظهور آثار آن از گفتار و كردار باطل ، مانند انكار اصول به زبان و انجام عمل‌هاى كفرآميز . و كسى كه در مورد اكراه و ترس از قتل و جرح و ضرر قرار مىگيرد اكراه قلبى ندارد ، زيرا