لغت و اعراب :
نقض : شكستن چوب و مانند آن ، باز كردن گره و شىء تابخورده . غَزْل : مصدر است به معناى مغزول و رشته شده . قوّة : مصدر است يعنى تقويت و تحكيم . انكاث : جمع نِكْث به كسر اول ، يعنى باز شده ، منصوب است به فعل مقدّر به تقدير « فَجَعَلَتْهُ أَنكاثاً » . تتّخذون أيمانكم يعنى « نقضَ أيمانكم » . دَخَل : فساد و خيانت . ان تكون به تقدير « لأجل أن تكون » .
أربى : بالاتر و بيشتر . يبلوكم اللَّه به ، مرجع ضمير مجرور ايجاب عمل به قسم و عهد است .
تفسير :
وَلَا تَكُونُوا كَالَّتِى نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثاً
سوق اين آيه براى تقبيح شكستن سوگند و آوردن مثالى براى آن است و ملاك حكم ، شامل غير سوگند از عهد و نذر و ساير قراردادهاى عقدى و ايقاعى است . « 1 » و مثال آيه اشاره به حال زن ثروتمند كم شعورى به نام ريطه يا خرقاء مكه است كه كنيزان خود را هر روز دستور مىداد مقدارى از پشم يا پنبه را از بامداد تا زوال آفتاب با دوك مىرشتند و مهيّاى بافتن مىكردند و پس از ظهر دستور مىداد همهء رشتهها را بر خلاف بتابند كه دوباره همه به صورت پشم و پنبه درآيد و شايد عمل آن زن اين بود كه نخها و رشتههاى نازك را در مدتى به هم مىتابيد و رشتههاى قطور و محكمترى درست مىكرده و سپس همه را بر خلاف ، مىتابيده و به صورت نخهاى نازك اولى در مىآورده است .
معناى آيه : و هيچگاه همانند آن زن نباشيد كه رشتهء خود را پس از تابيدن و محكم كردن ( يعنى از حالت پشم و پنبه به صورت رشتههاى نخ در آوردن ) واتابيده ، باز مىنمود و همه را به صورت قطعههايى از پشم و پنبه در مىآورد .
حاصل آنكه به هم زدن قراردادهاى شخصى يا اجتماعى پس از آنكه به وسيلهء ايقاع يا عقدى ، مستحكم و واجب الوفا شد ، در حكم عقل و خرد و نزد عرف كارى عبث و غيرعقلايى است و حرمتش هم از نهى خود آيه استفاده مىشود .
تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِىَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ
هامش
( 1 ) . عقد ، قرارداد دو طرفه است و ايقاع ، قرارداد يك طرفه .