معنا كه در وجود او غريزه و نيرويى قرار داد كه او را به سوى اين هدف ناخودآگاه تحريك كند و روانه نمايد . و ممكن است مراد اين باشد كه شعور و ادراكى در وجود او قرار داد كه الهامات غيبى را درك كند و عمل نمايد و آن وحى غريزى و الهام غيبى اين است ) كه از كوهها و درخت جنگلها و باغهاى روى زمين و از درختان تاك كه بر روى داربست سقف مىسازند ، براى خود خانههايى اتخاذ كن .
مراد از كوهها شكاف سنگها در آن و ارتفاعات قلّهها و پرتگاههاى درّهها و مواضع ديگر قابل سكونت اوست ، و مراد از خانهها محل متناسب براى تعبيهء شانههاى موم است كه جايگاه عسل است .
ثُمَّ كُلِى مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ
يعنى : سپس از همهء ميوهجات بخور .
گفتيم از خانهء خود به سوى صحرا و گياهان روانه شو و از حاصل همهء روييدنىها و گلها و شكوفهها و برگ درختها و از هر مواد غذايى و دوايىِ پاكيزه استفاده كن .
فَاسْلُكِى سُبُلَ رَبِّكِ ذُلَلًا
يعنى : پس راههاى پروردگارت را به آرامى و تواضع بپيماى .
پس از تهيهء مواد مطلوب ، در برگشت خويش راههاى هوايى خود را كه پروردگارت الهام كرده به آرامى و بدون اذيت و آزار به جاندارى بپيماى .
و ممكن است مراد از راهها اين باشد كه پس از تهيهء مواد اوليّهء خام ، آن را در اثناى زمان بازگشت در راههاى تجزيه و تصفيه قرار ده تا هنگام رسيدن به خانه تبديل به عسل مصفّا شود ، و در اين پالايش مهم ، رام و تسليم الهامات فطرى خويش باش .
يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ
يعنى : از درون شكم او نوعى از آشاميدنى كه داراى رنگهاى مختلف است بيرون مىآيد . پس از فعاليت نحل در تصفيهء مواد اوليه ، عسلى كه قابل آشاميدن با مايعات و داراى رنگهاى مختلف سفيد و زرد و سرخ و سياه بر حسب اختلاف سنّ زنبورهاست از آن به دست مىآيد ، كه در آن براى مردم شفاست .
إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 254
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٤