گذشته و آينده اين است .
معناى آيه : و خداوند شما را آفريد ، سپس شما را قبض روح خواهد نمود ، و برخى از شما به پستترين دوران عمر بازگردانده مىشود تا پس از علم و دانش چيزى را نداند ( يعنى عاقبت اين مرحله از عمر اين است كه به حال طفوليت بازگردد و نيروى فكرى و مغزى و نيروهاى بدنى را از دست بدهد تا آنجا كه پس از تحصيل دانش وافر و كمالات فراوان ، چيزى را درك نكند ) . بىترديد خداوند دانا و تواناست . يعنى دانا به علت اين كه چرا آفريد و چرا مىميراند و چرا ابتدا همهء دانشها را داد و بعد به ارذل عمر آورد و همه را پس گرفت ؛ و توانا به اجراى اين برنامه در تمام افراد بشر از نخستين فرد تا آخرين آنهاست .
وَاللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِى الرِّزْقِ
يعنى : و خداوند برخى از شما را بر برخى ديگر در روزى برترى و فزونى بخشيده .
ظاهر روزى اعم است و شامل روزى مادى مانند مال و ثروت و اولاد و خدم و حشم ، و معنوى نظير عقل و دانش و كمالات روحى مىشود ، لكن مراد به قرينهء ما بعد آيه ثروت و مال مادى است .
فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا بِرَادِّى رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فيهِ سَوَاءٌ
يعنى : پس كسانى كه به آنها برترى داده شده و داراى مال و ثروتاند چنين نيست كه روزى خودشان را بر مِلك يمينها يعنى بردههاى خود بدهند تا همگى يعنى سيّد و برده در ملكيت مال و سلطهء بر تصرف مساوى باشند .
مراد اين است كه هيچگاه مالكها پارهاى از اموالشان را به بردهء خود نمىدهند كه هر دو در مجموع شريك در مال شوند و در عرض هم مالكيت و سلطهء بر تصرف پيدا كنند در صورتى كه بردگان نيز صلاحيت مالكيت و تصرف دارند . پس چگونه مشركان بتها را در ربوبيت خدا و سلطهء بر تصرف موجودات ، شريك خدا مىكنند در صورتى كه آنها صلاحيت اين اوصاف را هم ندارند و اين صفتها درخور آنها نيست ؟ !
تفسير روان (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٥٦