غير بتها . اشاره به اين كه طبع اولى بشر - هر چند در اعتقاد منحرف و در عمل متّكى به غير او باشد - اين است كه در حال اضطرار متوجه به معبود حقيقى و فطرى خود شود . ) سپس چون خداوند ضرر و آسيب از شماها بزدود آنگاه گروهى از شما كه غرق در نعمت حقّاند به پروردگارشان شرك مىورزند . مراد شرك هر گروهى بر حسب حال و اعتقاد و مسلك خويش است از شرك در الوهيت و ربوبيت و عبادت و طاعت .
لِيَكْفُرُوا بِمَا آتَيْنَاهُمْ
وجههء خطاب در جملهء اولِ اين آيه مؤمنان و در جملات بعد كفّار است .
يعنى : عاقبت كسانى كه پس از دريافت نعمتهاى خدا شرك ورزيدند اين است كه نعمتهايى را كه به آنها داديم كفران كنند . و ممكن است تهديد كفّار به نحو امر غايب باشد ، يعنى آنها به نعمتهايى كه داديم كفران كنند . مراد اين كه ما نيز آنها را مجازات مىكنيم .
فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ
يعنى : پس اى مشركان ، از نعمتهايى كه در دنيا به شما داديم برخوردار باشيد - بخوريد و در شهوات غوطه خوريد - كه به زودى خواهيد دانست . و اين امر تهديد است .
[ دختر دانستن فرشتگان و زنده به گور كردن دختران ! ]
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لَا يَعْلَمُونَ نَصِيباً مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ « 56 » وَيَجْعَلُونَ للَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ « 57 » وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُم بِالْأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ « 58 » يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِى التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ « 59 »
لغت و اعراب :
لايعلمون ضمير فاعل راجع است به بتان يا مشركان . لتسئلنّ خطاب خداست به مشركان ، يا به تقدير « قل لهم » . ظَلَّ يعنى صارَ . كَظَمَ الشىءَ و على الشىء - از باب ضَرَب - :