تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
لغت و اعراب : رَهِبَه - از باب عَلِم - : ترسيد از او . وَصَبَ - از باب ضَرَب - : دائم و ثابت شد . دين : طاعت ، جزا ، مجموعهء قوانين منسوب به خداوند . و ما بكم باء ملابسه به تقدير « ما يلابسكم و يتّصل بكم » . جَأَرَ اليه - از باب مَنَع - : او را با صداى بلند خواند ، زارى كرد به او . ليكفروا لام غايت و متعلّق به يشركون در آيهء قبل است . و محتمل است لام امر غايب باشد به عنوان تهديد .

[ كفران نعمت بندگان ]

تفسير : وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإِيَّاىَ فَارْهَبُونِ يعنى : و خداوند گفت كه دو خدا اتخاذ مكنيد ، جز اين نيست كه او خداى يكتاست ، پس تنها از من بترسيد . اين آيه اشاره به عقيده است و عادتى كه برخى از طوايف بشرى در آن عصر داشتند . آنها معتقد به دو نوع خدا بودند : خداى ايجاد و آفرينش كه كارش آفريدن و پديد آوردن وجود از كتم عدم بود ، و خداى رب كه كارش تربيت و تكميل خلق‌شده‌ها و تدبير و نظم امور آنها بود . و اين قسم دوم در نظر آنها از فرشتگان و پريان و بتان و ستارگان بودند كه مىگفتند : هؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللَّهِ [ يونس ، 18 ] و مىگفتند : مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى [ زمر ، 3 ] و آنان خداى اول را خداى خدايان و خالق اشيا ، و خداى دوم را خداى عبادت مىگفتند و معتقد بودند كه علم و دانش ما به خداى ايجاد نمىرسد و ما را نسزد كه او را عبادت كنيم ، بلكه چون زندگى ما و ادارهء امور عالم به دست ارباب رتبهء دوم است ، بايد آنها را عبادت كنيم تا جلب رضاى آنها يا دفع غضب و مضارّ آنها را بكنيم . و اين قسم بر حسب اختلاف مربوباتِ ارباب ، مختلف بودند و نام‌هاى جداگانه داشتند . وَلَهُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِباً أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ يعنى : و آنچه در آسمان‌ها و اين زمين است همه از آنِ اوست ، يعنى آنچه در آنهاست علاوه بر خود آنها . و معناى لام در « له » در اين‌جا اين است كه ملكيت حقيقى ، همه از آنِ