كلمهء النّاس معلوم مىشود . دابّة - به تاء وحدت - : هر جاندار متحرك ، مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . ساعت : مدت اندك . ولايستقدمون جملهء استينافيه است . جَرَم به معناى « ثَبَت » و لا زايده ، و مجموع مانند « لا اقسم » مفيد اثبات است ، لكن غالباً به معناى « حقّاً » و « لا محالة » است . أفرَطَ الشىءَ : مقدم داشت آن را .
تفسير :
لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَللَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِيرُ الْحَكِيمُ
يعنى : براى كسانى كه به روز واپسين ايمان نمىآورند صفتهاى زشت است مانند كفر و شرك و نفاق و استكبار و حسد و بخل و غير اينها ، و از اين قبيل است سنن جارى در ميانشان نظير خضوع در برابر جمادات ، انزجار از ولادت دختر ، زنده به گور كردن او و غارت اموال يكديگر . و براى خداوند صفتهاى برتر و والاست مانند اتصاف به وحدت و احديّت و وجوب وجود و ازليت ، و متّصف شدن در هر وصفى از اوصاف جلال و جمال به حد اعلى و مرتبهء كمال آن ؛ و در اخبار اهلبيت وحى عليهم السلام خاصّه در ادعيه و اذكار مانند جوشنكبير قسمت وافرى از آن وارد شده است . و اوست كه مقتدر غالب و با حكمت است .
[ رحم خدا به جنبندگان ]
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَابَّةٍ
يعنى : و اگر خداوند مردم را در برابر ستمشان مؤاخذه مىكرد ، در روى اين زمين جنبندهاى را زنده نمىگذاشت .
مراد از ستم اعم از ستم به خويش و ديگران و ستم در اعتقادات و عمل است . و توهم شده كه عذاب مذكور در اين آيه شامل بىگناهان نيز مىشود نظير انبيا و معصومين و طفلان غير مكلّف و حيوانات ، و هلاك نمودن آنها به گناه مجرمان ، خلاف عدل الهى و مخالف آيهء وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى [ فاطر ، 18 ] است .
در جواب گفته شده كه چون همهء گنهكاران هلاك شوند انبيا و كودكان هم به وجود نمىآيند و همچنين حيوانات ، چون آنها براى بشر آفريده شدهاند . پس گناه بشرهاى مجرم نسبت به گنهكاران عنوان رفع دارد و نسبت به بىگناهان عنوان دفع .
و ممكن است گفته شود كه طبع دنيا اين است كه گناه بزرگ تأثير در نابودى غيرمجرم