[ پاسخ به انكار قيامت ]
تفسير :
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَن يَمُوتُ
يعنى : و كفّار مكه به خداوند سوگند ياد كردند در حالى كه سعى در تحكيم سوگندهايشان داشتند كه هرگز خداوند كسى را كه مىميرد برنخواهد انگيخت . يعنى پس از مرگ ، زندگى ديگر و تجديد حياتى در كار نيست . و اين گفتار منافات ندارد با آنچه بدانها نسبت دادهاند كه قائل به تناسخ بودهاند ، زيرا مرادشان از تناسخ اين است كه روان انسانى پس از مرگ دوباره در همين جهان به بدن انسان يا حيوان ديگر وارد مىشود و ادامهء زندگى مىدهد نه آنكه در عالم آخرت در بدنى حلول كند . هرچند تناسخ نيز باطل است .
بَلَى وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ
يعنى : چنين نيست كه آنها مىگويند ، بلكه خداوند هر مردهاى را مبعوث خواهد كرد و برخواهد انگيخت ، و اين مطلب را خدا وعده داده وعدهاى كه برعهدهء اوست و حقّ و ثابت و مسلّم است . و كيفيت آن وعده اين است كه پس از تعلّق علم ازلى و ارادهء حتمى بر اقامهء قيامت ، آن را در لوح محفوظ مندرج نمود و به ملأ اعلى و فرشتگان و ارواح ساذجهء « 1 » عالم بالا اعلام كرد و سپس در كتابهاى آسمانى به صراحت آن را تكرار نمود و پيامبران خود را مأمور ابلاغ آن ساخت و در همهء شرايع آسمانى ، ركن ركين اصول عقايد قرار داد .
و لكن بيشتر مردم نمىدانند . يعنى از اين امر عظيم غفلت دارند و نمىدانند كه روز موعود از وعدههاى غيرقابل تخلّف و جزء اصول عقايد بشرى و به اقتضاى حكمت بالغه و قطعى الهى و لازم عقلى گذشت جهانِ مقدّمىِ تكليف است كه پس از آن بايد عالم اصلى و ذىالمقدّمى و جهان وسيع ابدى بيايد .
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِى يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَروُا أَنَّهُمْ كَانُوا كَاذِبِينَ
يعنى : خداوند مردگان را برمىانگيزد تا براى آنها آنچه را كه در دنيا در آن اختلاف داشتند روشن كند . مراد روشن شدن همهء موارد اختلاف در دنياست خواه اختلاف در الوهيت باشد كه ميان موحدان و نصاراست ، يا اختلاف در ربوبيت در ميان يكتاپرستان و انواع مختلف مشركان و بتپرستان ، يا اختلاف در رسالت در ميان معتقدان و منكران و
هامش
( 1 ) . يعنى ساده و بىآلايش .