آنها بت پرستيدند و حلال خدا را حرام كردند و خواستند همه را به خدا نسبت دهند به دليل اين قاعدهء باطل كه هر عملى را انجام داديم معلوم مىشود خداوند ترك آن را نخواسته و گرنه واقع نمىشد ، پس بدان راضى است !
فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ
يعنى : پس آيا بر فرستادگان خداوند وظيفهاى جز رساندن آشكار است ؟
مراد آن كه پيامبران و فرستادگان خداوند بايد حقايق را به نحو آشكار به مردم برسانند ، و از آن جمله فساد سفسطه و بطلان گفتار مشركان در اين مورد است ، زيرا مراد از اين كه خداوند بتپرستى و بدعت و تحريم حلال را نمىخواهد اين است كه از آنها نهى انشائى تشريعى نموده ، نه آنكه ارادهء حتمى بر ترك و عدم تحقق آنها در خارج دارد ، بلكه خدا در باب تكاليف و در مرحلهء امتثال آن ، بندهء خود را آزاد گذاشته است ، و تخلّف ارادهء خدا از مراد در ارادهء تشريعى ممكن است .
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ فَسِيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ « 36 » إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ « 37 »
لغت و اعراب :
أن اعبدوا اللَّه متعلّق است به محذوف ، به تقدير « و قلنا لهم بلسانه أن اعبدوا اللَّه » . طاغوت : متجاوز از حد در طغيان ، و هر چيزى غير خدا كه پرستش شود ؛ مفرد و جمع در آن يكسان است . فان اللَّه لايهدى به جاى جزاى شرط است به تقدير « لم ينفعهم حرصك » . من يضلّ ضمير فاعل به اللَّه برمىگردد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٣٢