يعنى : و آنها پيوسته در دل كوهها خانههايى براى خود مىتراشيدند و در سكونت و استفادهء از آنها در ايمنى بودند ، يعنى از فروريزى سقف و تأثير زمينلرزه و نقب دزدان و تخريب دشمنان آسوده بودند . پس به ناگاه صيحهاى از آسمان آنها را در حالى كه وارد صبح مىشدند فرا گرفت ، و آنچه در طول عمر كسب مىكردند ( از اموال و خدم و حشم و سپاه و وسايل دفاعى ) عذابى را از آنها دفع نكرد .
[ فرامين و آموزشهايى به پيامبر ]
وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ « 85 » إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِيمُ « 86 » وَلَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِى وَالْقُرْآنَ الْعَظِيمَ « 87 »
لغت و اعراب :
صَفَحَ عنه - از باب مَنَع - : روى گرداند و اعراض نمود از او . مثانى : جمع مثنى ، مصدر ميمى است يعنى مكرّر . من المثانى مِن تبيينيه است يا تبعيضيه ، به تقدير « سبعاً هى المثانى » يا « هى بعض المثانى » .
تفسير :
وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ
يعنى : و ما آسمانها و اين زمين و آنچه را در ميان آنهاست ( از هوا و فضا و جوّ غيرمتناهى و فرشتگان و آدميان و پريان و غير آنها ) نيافريديم مگر به حق و درستى و هدفى و الا و برتر ، و غرضى صحيح و عقلانى ، و حكمتى بالغ و رسا ، و نه بر باطل و لغو و بىهدف . و ذكر اين مطلب پس از بيان هلاكت طاغيان ، مبيّن اين است كه مهلت دادن به طاغيان و مفسدان پس از يأس از تنبّهشان بر خلاف هدف مقدس اصلى است و مقتضاى