لغت و اعراب :
و ان كان ان مخفّفه است به قرينهء دخول لام در خبر كان ، به تقدير « انّ الشأن كان كذا » .
أيِكَ الشجرُ - از باب عَلِم - : انبوه و متراكم و درهم گشت . مرجع ضمير تثنيه در و انّهما لبامام مسكن قوم لوط و ايكهء قوم شعيب است ، و باء به امام به معناى عَلى است ، و امام به معناى راهنما و وسيلهء هدايت و مراد راه و جاده و يا لوح محفوظ است .
[ قوم شعيب ( ع ) ]
تفسير :
وَإِن كَانَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ لَظَالِمِينَ ، فَانْتَقَمْنَا مِنْهُمْ وَإِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ
اين آيه اشاره به قوم شعيب پيامبر است كه در سرزمينى پر بركت و مملو از درختان و در ميان جنگلى طبيعى يا مصنوعى زندگى مىكردند . شعيب نبى كه در دعوت ، قوى و در سخن ، خطيب بود ، از دعوت آنها فروگذارى نكرد ، لكن آنها نپذيرفتند و طغيان نمودند .
معناى آيه : و حقيقت اين است كه اهل ايكه يعنى صاحبان باغهاى انبوه با درختان سر به هم آورده ، سخت ستمكار بودند . يعنى مشرك بودند كه ستم به خدا مىكردند و دعوت پيامبر را رد مىنمودند كه ستم به او و شريعت او و به نفس خويش بود . در نتيجه ما از آنها انتقام گرفتيم . يعنى گرماى شديد طاقتفرسايى را هفت شبانهروز بر آنها مسلط كرديم ، سپس ابرى بر آنها فرستاديم كه از شدت گرما بدان پناهنده گشتند و به ناگاه آتشپارههايى مشابه برف بر آنها بارانديم كه همه خاكستر شدند . و البته هر دو محل و موضع عذاب بر سر راهى روشن و پر تردد قرار دارند .
سدوم شهر لوط ميان مكه و شام و ايكه شهر شعيب ميان مدينه و شام است . و ممكن است مراد از « امام مبين » لوح محفوظ باشد ، يعنى منطقهء هلاكت قوم لوط و قوم شعيب با نقشهء كامل و حوادث و سرگذشت دقيق در لوح محفوظ الهى كه مرجع و رهنما و هدايتگر فرشتگان ملأ اعلى است ، ثابت و مندرج است .