تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
زن‌هاى ملت به حكم دختران پيامبرند ، يعنى برويد با همسرانتان آميزش نماييد . لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِى سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ يعنى : اى پيامبر ، سوگند به جان تو كه آنها در مستى خود حيران و سرگردان بودند . يعنى در مستى كفر و گناه و شهوترانى در كمال انحراف و غفلت زندگى مىكردند . فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ « 73 » فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِن سِجِّيلٍ « 74 » إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ « 75 » وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ « 76 » إِنَّ فِى ذلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ « 77 » لغت و اعراب : أشرَقَ الرجل : وقت طلوع خورشيد وارد شد . « 1 » ضميرهاى مؤنث در عاليها سافلها راجع‌اند به مدينه يا به مدائن و اراضى . سجّيل : سنگ مخصوص يا گِل متحجّر . و در قاموس است : سجّيل حجارة كالمدر معرَّب سنگ گِل . تَوَسَّمَ الشىءَ : به فراست دريافت آن را . مقيم : ثابت و مستمر . تفسير : فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ مُشْرِقِينَ ، فَجَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا معناى فاء تفريع كه بر سر أخَذَتْهُم درآمده اين است كه پس از آن‌كه فرستادگان خدا خبر هلاكت قوم را دادند و به لوط و خاندانش دستور بيرون شدن از شهر و ديار را ابلاغ نمودند و آنها از آن شهر و محيط بيرون شدند و اين كار تا نزديكى طلوع خورشيد طول كشيد ، صيحهء آسمانى كه گفته شده به وسيلهء جبرئيل يا به خلق صوت در آن منطقه بوده ، آن قوم را به هنگام ورود روز فرا گرفت . و ظاهراً از شدت صيحه احدى از جانداران باقى نماند .
هامش
( 1 ) . وارد وقت طلوع خورشيد شد ، صبح كرد .