[ داستان لوط ( ع ) ]
قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ ، قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ
يعنى : مهمانها گفتند : ما تو را مژدهء به حق و بشارت راستين داديم ( زيرا علم آنها فرا گرفته از علم ازلى الهى و مندرج در لوح محفوظ بود و احتمال خلاف در آن محال بود ) پس هرگز از نوميدشدگان مباش . ابراهيم گفت : و چه كسى است جز گمراهان كه از رحمت خدا نوميد گردد !
گويى ابراهيم خليل مىخواست در پاسخ فرشتگان بگويد : تعجب و استفهام انكارى من بر پايهء عرف و عادت و سنّت جاريهء حق در عالم تكوين است نه به لحاظ قدرت بالغهء حق كه مسلّط بر خرق عادت و اعجاز در تكوين است چه رسد به خرق سنّت جاريه .
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ « 57 » قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ « 58 » إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ « 59 » إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَا إِنَّهَا لَمِنَ الْغَابِرِينَ « 60 »
لغت و اعراب :
خَطْب : كار مهم و بزرگ . الّا آل لوط استثناى منقطع از قوم مجرمين . غَبَرَ - از باب نَصَر - :
مكث كرد و باقى ماند .
تفسير :
قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ ، قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ ، إِلَّا آلَ لُوطٍ إِنَّا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِينَ
ابراهيم خليل از اينكه واردين ، مرسلوناند يعنى گروهى از فرشتگان الهى ، و مناسب با بشارتِ يك فرزند يك نفر است نظير بشارت زكريا و مريم ، دانست كه آنها را مأموريتى است مهم ، از اينرو گفت : پس اى فرستادگان خدا ، كار مهم و اصلى شما چيست ؟ گفتند :
حقيقت اين است كه ما به سوى گروهى گنهكار فرستاده شدهايم ، مگر خاندان لوط كه همهء