قاعده و حكم عقل است ، زيرا مراتب عصيان و طغيان كه سبب حدوث عذاب است مختلف است ، نظير شرك و نفاق و كفر و گناهان فرعى كبيره و صغيره .
[ متقين در بهشت ]
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ « 45 » ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ « 46 » وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ « 47 » لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ « 48 »
لغت و اعراب :
ادخلوها به تقدير « يقال لهم » . بسلام حال است از فاعل ادخلوا به تقدير « سالمين » يا « مسلَّماً عليكم » . آمنين نيز حال از فاعل است . غِلّ : كينه و غشّ و حسد . اخواناً و متقابلين حالاند از ضمير هُم . نَصَب : رنج و خستگى .
تفسير :
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِى جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ، ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ آمِنِينَ
يعنى : بىترديد پرهيزگاران در آن روز در ميان باغها و بهشتها و چشمهسارها استقرار مىيابند . به آنان هنگام اجازهء دخول از جانب خداوند ، گفته مىشود : به سلامتى وارد اين باغها شويد در حالى كه مورد احترام و سلام فرشتگان قرار گرفته و در حالى كه در امن و امان باشيد . يعنى از همهء حوادث ناگوار و آسيبى كه در دنيا مىرسيد از مرض و فقر و ترس و اندوه و دشمن ، و حوادث آسمانى و مصايب زمينى و خاصه از مرگ و فنا و زوال و ناقصشدن نعمت و تمامگشتن عمر زندگى و غيره در امان خواهيد بود .
وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِنْ غِلٍّ إِخْوَاناً عَلَى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ
يعنى : و ما در آنجا آنچه در سينههاى آنها از زندگى دنيا مانده بود از كينه و عداوت و حسد بركنده مىزداييم در حالى كه برادرانه بر روى تختها مقابل هم قرار مىگيرند .
لَا يَمَسُّهُمْ فِيهَا نَصَبٌ وَمَا هُم مِّنْهَا بِمُخْرَجِينَ