تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
ظاهر آيه اين است كه ابراهيم به جاى جواب سلام ، اظهار خوف و ناراحتى كرده به جهت آن‌كه آنها نابهنگام و سر زده و بدون اجازه وارد خانه شده بودند و اين طرز ورود ، رويهء دشمن است . قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ « 53 » قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَى أَن مَسَّنِىَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ « 54 » قَالُوا بَشَّرْنَاكَ بِالْحَقِّ فَلَا تَكُن مِّنَ الْقَانِطِينَ « 55 » قَالَ وَمَن يَقْنَطُ مِن رَّحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ « 56 » لغت و اعراب : على أن مسّنى محتمل است عَلى به معناى مَعَ باشد . قَنطَ - از باب نَصَر و عَلِم - : مأيوس شد . تفسير : قَالُوا لَا تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ عَلِيمٍ ، قَالَ أَبَشَّرْتُمُونِى عَلَى أَن مَسَّنِىَ الْكِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ يعنى : مهمان‌ها گفتند : هرگز مترس ، ما تو را به پسرى دانا مژده و بشارت مىدهيم . نام اين فرزند چنان‌كه در آيهء 112 سورهء صافّات آمده اسحاق است : وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيّاً مِّنَ الصَّالِحِينَ . و ذكر صفت « عليم » اخبار از اين است كه در آينده داراى مقام نبوت و علم سماوى و دانا به كتاب‌هاى آسمانى پدر خود و ساير پيامبران خواهد بود . ابراهيم گفت : آيا مرا مژده مىدهيد در حالى كه پيرىام در رسيده و وجودم را فراگرفته ! پس چه چيز را بشارت مىدهيد ؟ و اين سخن به لحاظ آن بود كه بر حسب عادت و در آن سن كه قريب صد سال بود ، يأس و نوميدى بر انسان چيره مىشود خاصه آن‌كه همسرش نيز نازا بود ، و از اين رو به نحو استفهام انكارى گفت : به چه چيز مژده مىدهيد ؟