يعنى : هرگز آنها را در آن محيط ، هيچ رنج و خستگى نمىرسد ، و هيچگاه آنها از آن مكان بيرون رانده نمىشوند .
[ خوف و رجا ]
نَبِّئْ عِبَادِى أَنِّى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ « 49 » وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ « 50 » وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ « 51 » إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَاماً قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ « 52 »
لغت و اعراب :
نبَّأه : خبر داد او را . ضيف : مهمان ، مفرد و جمع و مذكر و مؤنث در آن يكسان است . اذ دخلوا متعلّق به محذوف ، به تقدير « وليذكروا » . وجِلَ - از باب عَلِم - : ترسيد .
تفسير :
نَبِّئْ عِبَادِى أَنِّى أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ، وَأَنَّ عَذَابِى هُوَ الْعَذَابُ الْأَلِيمُ
يعنى : اى پيامبر ، بندگان مرا خبر ده كه بىترديد من بسيار آمرزنده و مهربانم . و اينكه عذاب من همان عذاب دردناك است ، يعنى در دنيا و برزخ و آخرت .
در اين دو آيه خداوند ابتدا به نحو كلى از غفران و رحمت ، و عذاب و عقاب خويش ياد كرده و سپس در آيات بعد به مصاديقى از غضب و رحمت در ضمن قصهء ابراهيم و لوط اشاره فرموده و ذكرى از قوم شعيب و اصحاب حِجْر و قوم صالح نموده است .
[ داستان ابراهيم ( ع ) ]
وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَيْفِ إِبْرَاهِيمَ ، إِذْ دَخَلُوا عَلَيْهِ فَقَالُوا سَلَاماً قَالَ إِنَّا مِنكُمْ وَجِلُونَ
يعنى : و نيز آنها را آگاه ساز از مهمانان ابراهيم ( از حال عدهاى از فرشتگان الهى كه به عنوان مهمان او و به منظور مأموريت براى اهلاك و نابود كردن شهرها و روستاهاى قوم لوط اعزام شده بودند و ضمناً مأمور ابلاغ بشارتى براى ابراهيم و همسرش بودند كه خدا آنها را فرزند يا فرزندانى خواهد داد ) كه ياد كنند از هنگامى كه آن مهمانان بر ابراهيم وارد شدند و سلام گفتند ، ابراهيم گفت : ما خانواده از شما بيمناكيم .