تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
تركيب‌بندى و تكميل تنديس كامل انسانى اوست كه آمادهء نفخ روح گردد . و نسبت دادن خداوند روح او را به خود نسبت تشريفى است ، يعنى روحى كه آن را خود بدون واسطه آفريدم و به گونه‌اى دقيق و رقيق و عجيب و حيرت‌زا قرار دادم كه احدى را توان درك حقيقت آن نيست ، و اثر عجيب حيات به آن دادم كه با هر جسم ناچيزى تماس گيرد آن را حيات مىبخشد و موجودى زنده و پرارج مىسازد . فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ، إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى أَن يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ يعنى : پس از صدور فرمان سجده از جانب خدا و حلول روح در آن مجسمه به نفخ الهى و مزيّن‌شدن صفحهء وجود به قدوم نخستين مصداق انسان ، همهء فرشتگان يكسره به سجده افتادند ، جز ابليس ( كه هر چند از جنس آنها نبود لكن از پيش در ميان آنها و مشمول فرمان اسْجُدوا بود ) كه ابا كرد و سر باز زد از اين‌كه همراه سجده‌كنندگان باشد . اين ابليس جدّ اعلاى همهء شياطين و ابالسه است و مدت مديدى پيش از اين حادثه در عالم بالا داخل فرشتگان مىزيست و به ظاهر با آنها عبادت مىكرد ؛ باطنش سياه و پليد و مملوّ از كبر و استكبار و غرور و بدخواهى بود و تا آن حادثه ، زمينهء بروز خبث درونش پيش نيامده بود و اين دستور ، نخستين امر امتحانى الهى دربارهء او بود . قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ « 32 » قَالَ لَمْ أَكُن لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ « 33 » قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ « 34 » وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ « 35 » تفسير : قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ، قَالَ لَمْ أَكُن لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ