يعنى به يقين اين ماييم كه زنده مىكنيم و مىميرانيم ، و اين ماييم كه وارث همهايم .
مراد اين است كه زنده كردن هر موجود قابل حيات در آن حد از حيات كه دارد از نبات و حيوان و انسان به دست ماست ، و نيز ميراندن هر قابل مرگ در حد خويش به ارادهء ماست . و مراد از وارث بودن خدا ، بقاى ذات اقدس او پس از مرگ همه است كه مجموع آنچه ترك كردهاند از آنِ خدا خواهد بود هر چند در حال حياتشان نيز حقيقتاً از آنِ خدا بوده است .
وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَلَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَأْخِرِينَ
خطاب به موجودين بشر در حال نزول اين آيات است .
يعنى : حقيقت اين است كه ما به گذشتگان شما از پيش علم داشتيم و به آيندگانتان نيز علم داشتيم . مراد اين است كه همهء گذشتگان بشر از آغاز خلقتشان تا حال با تمام خصوصياتشان در علم ازلى ما ثابت و در لوح محفوظ ما مندرج است ، و همهء آيندگانشان نيز با خصوصياتشان نزد ما از پيش معلوم و در لوح مندرج است .
وَإِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ
يعنى : و بىترديد پروردگار تو همهء آنها را ، يعنى پيشينيان و پسينيان را ، در روز رستاخيز گردآورى خواهد نمود . مراد آنكه افراد بشر را از نخستين آفريده تا آخرين آنها كه بر حسب طول زمان و بُعد مكان پراكندهاند در يك زمان و يك زمين جمع خواهد كرد و آن روز قيامت ، و آن مكان صحنهء محشر است .
زيرا خداوند داراى حكمت و دانش است . حكمتش مقتضى و علمش محيط به همه چيز است . يعنى به لحاظ آنكه از ازل تصميم گرفت كه بشر آفريند و كرهء زمين را براى او مسكن موقت قرار دهد و تكاليفى به عنوان آزمايش به آنها متوجه كند ، مطيعان را در محلّى پاداش و عاصيان را كيفر دهد ، اين بساط دنيا را بگسترد . و چون همهء مقدمات تمام شود حكمتش اقتضا دارد كه مسألهء پاداش و كيفر را عملى كند ، و علمش كه نافذ در همه چيز است و به مكلّفان احاطه دارد و تمام خصوصيات و كمّ و كيف اعمال قلبى و بدنى آنها را بدون جهل و شك و خلط و اشتباه مىداند ، راه را براى پياده كردن هدف اصلى هموار نموده است .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٧