در آن شريك است ، و محتمل است كه در اينجا نيز هر دو مراد باشند .
و حاصل آيه اين است كه ما آدم ابوالبشر را در آغاز خلقت از گل و لايى كه به سبب ماندن در زير آب و مرور زمان رنگش تيره و بويش متعفّن شده بود برگرفتيم و اجزاى بدن پيشبينىشدهء او را كه همان اعضاى ريز و درشت و ظاهرى و باطنى انسان بالفعل است جدا جدا از آن ساختيم ، و سپس همه را تركيب بخشيده صورتبندى كرديم ، و چون خشكيد و مجسمه و تنديس كامل انسان شد و همانند سفال و چينى صدا داد ، از روح خويش يعنى روح مخلوق و منسوب به خود كه از اين جهت شرافت و قداست يافته در آن دميديم تا زنده شد و نخستين مصداق اين نوع به نحو اعجاز و خرق عادت به وجود آمد و به نام انسان و بشر ناميده شد .
وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ
يعنى : و طايفهء اجنّه و پريان را پيش از انسان از آتشى بدون دود و نافذ در اجزا و درون اشيا آفريديم .
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّى خَالِقٌ بَشَراً مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ
يعنى : و به يادآور هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : به يقين تصميم دارم بشرى بيافرينم از گِل خشكى كه همانند سفال صدا دهد و متّخَذ و تركيبيافته از لاى بدبو و متعفّن باشد .
بايد دانست كه مراد از فرشتگان در اينجا ملأ اعلا و ساكنان عالم بالاست يا همهء موجودين آنها در صفحهء هستى ، و هدف از خطاب آنها اعلان امرى است كه آن را اراده نموده و بر آن تصميم گرفته ، لكن صلاح در اين ديده كه آن را به فرشتگانش نيز ابلاغ نمايد و با آنها مطرح سازد ، چه آنكه آنها نزديكترين موجودات محضر و مقربان درگاه و متصديان امور عالم تكوين و پياده كنندگان ارادهء بالغهاش در شراشر اجزاى جهاناند .
فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِى فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ
يعنى : پس چون او را درست كردم و در آن از روح خويش دميدم ، سجدهكنان در برابرش بيفتيد .
مراد از درست كردن ، جمع كردن اعضاى پراكندهء ساختهشده از لاى بدبو و
تفسير روان (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٩