پديد مىآيد . و مراد از اينكه نزد خداست آن است كه تحت ارادهء اوست و مخلوق يا تحت كلمهء « كُن » است . و مراد از « تنزيل » آفريدن يعنى جمع كردن مواد و تركب بخشيدن و فعليت وجودى دادن به آن است كه گويى از مقام والاى واجبالوجود به صحنهء امكان ، فرود آمده است . و مراد از « قَدَر معلوم » معيّن بودن حدود آن است از نظر مصداق و كمّ و كِيف آن .
و حاصل آيه اين است كه چيزى از موجودات يا انواع قابل وجود در اين گيتى خواه از ارزاق يا غير آن نيست جز آنكه مواد اوليهء آن در نزد خدا و تحت ارادهء اوست ، و هر چند پراكنده در جهان باشد ولى خلق و توليد آن محدود است و ميزان معلومى طبق اقتضاءات و مصالح نظام اتمّ دارد . مثلًا خزاين گندم مواد اوليهء آن است از بذر و قواى زمينى و نزول باران و تابش خورشيد و وزش نسيم و غيره است و تا آن حد كه خدا بخواهد توليد مىشود . و آيهء شريفه را معانى ديگرى گفتهاند كه ما به اين معنا قناعت كرديم .
وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ
يعنى : و ما بادها و نسيمها را در حالى كه باردار است و تلقيحكننده ، فرستاديم .
مراد اين است كه بادها را كه به واسطهء حمل ابرهاى متراكم بارى سنگين بر دوش دارند وزانديم تا ابرها را به وسيلهء توليد سرما و انباشتن روى هم باردار نمايد ، و يا گياهان و درختان را به ريزش باران باردار كند ، و يا آنكه به نقل ذرّات تلقيح از ذكور به اناث ، آنها را باردار نمايد .
فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّماءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ
يعنى : پس ما از آسمان و جانب بالاى سرتان آبى نازل كرديم و شما را بدان سيراب نموديم و شما نبوديد كه آن را ذخيره كرده باشيد . يعنى شما نبوديد كه آن همه آبها را در ابرهاى متراكم به صورت باران يا برف يا تگرگ ذخيره كرده باشيد تا صدها فرسخ از محلى به محلى نقل دهيد و فرو ريزيد . و يا آنكه آن را در زير سطوح زمين ذخيره كرده باشيد كه پيوسته به صورت چشمه و رود و غدير ظاهر گردد و مورد مصرف قرار دهيد .
وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِى وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوَارِثُونَ
تفسير روان (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٨٦