پلك زدن را پيدا نمىكند .
مُهْطِعِينَ مُقْنِعِى رُءُوسِهِمْ لَا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوَاءٌ
يعنى : آنها در آن روز به محض بيرون آمدن از گور خويش مُهطِع خواهند بود ، يعنى به سوى دعوت كنندهاى ترسان و شتابان حركت مىكنند در حالى كه سر خود را بالا گرفته و پلكشان روى هم نمىافتد و دلهايشان تهى است ، يعنى خالى از هر چيز جز ترس و هول و دهشت است .
بايد دانست كه در اين دو آيه براى ظالمان پنج حالت ذكر شده كه چهارم مؤكِّد اول است : خيرهشدن چشمها ، حركت با شتاب ، كشيدن گردن به بالا ، روى هم نيفتادن پلكها و تهىشدن دل . و اين حالات مربوط است به ما بعد نفخهء سوم ، زيرا چون نفخهء دوم كه نفخهء احيا و قيام است طبق آيهء ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرَى فَإِذَا هُمْ قِيَامٌ يَنظُرُونَ [ زمر ، 68 ] انجام گيرد ، همه از قبر بيرون آمده ، مبهوت مىمانند و به ناگاه با نفخهء سوم كه به شكل صيحه طبق آيهء إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ [ يس ، 53 ] صورت مىگيرد ، از محل قيام به سوى حساب و داورى مىروند و در آن مسير اين حالات رخ مىدهد .
وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ
يعنى : واى پيامبر ، مردم را از روزى كه عذاب به آنان روى آورد بيم ده ، يعنى از روز قيامت كه عذابهاى گوناگون خداوند قهّار به سوى همهء مجرمان متوجه مىشود .
پس آنان كه به خود و ديگران ستم كردهاند مىگويند : پروردگارا ، ما را تا مدت نزديكى به تأخير انداز ، يعنى ما را به دنيا بازگردان و در آنجا اندكى مهلت ده ، تا بتوانيم دعوت تو را اجابت كنيم ، ايمان آوريم و تسليم شويم و فرستادگانت را پيروى نماييم و مطيع و رام باشيم .
أَوَ لَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُم مِن قَبْلُ مَا لَكُم مِن زَوَالٍ
كلام به تقدير « يقال لهم » پاسخ است از جانب خدا يا فرشتگان به درخواست بازگشت به دنيا . يعنى به آنها به عنوان استهزا و تحقير گفته مىشود : آيا شما نبوديد كه پيش از اين ، يعنى در همان دنيا ، سوگند ياد مىكرديد كه شما را فنا و زوال نيست ؟ يعنى قدرت و شوكت
تفسير روان (فارسى) — صفحة 171
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص١٧١