در علم ازلى خدا ثابت و در لوح محفوظش مندرج بود و در مرآى و ديدگاهش جارى مىشد .
هرچند مكرشان به گونهاى شديد بود كه نزديك مىشد كوهها از جاى خود بركنده شوند !
اين كلام يعنى « عنداللَّه مكرهم » اشاره به اين است كه مكرهاى آنها نسبت به خدا مكر نبود ، زيرا مكر آن است كه طرف ديگر از آن مطلع نباشد . و اگر « و إن كان » جملهء منفى باشد معنا اين است كه مكر آنها چنين نبود كه در برابرش كوهها از جاى كنده شوند . اشاره به اين كه منطق قوى پيامبران و معجزات آنها و كتابهاى آسمانى و رفتار عملى آنان كوههايى بودند كه به مكر آنها از جاى كنده نمىشدند .
[ جزاى گناهكاران ]
فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ
يعنى : اى پيامبر ، هرگز خدا را چنين مپندار كه تخلّف كنندهء وعده خود به فرستادگانش باشد .
مراد از وعده اعم از دنيوى است ، نظير إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا [ غافر ، 51 ] و كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِى [ مجادله ، 21 ] و أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ [ توبه ، 33 ] و إِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ [ صافّات ، 173 ] و اخروى ، مانند « يؤخّرهم ليوم » و « أنذر الناس » است كه در آيههاى پيش گذشت ؛ وعدههايى كه به همهء پيامبران الهى داده شده بود . همانا خداوند ، مقتدرِ شكستناپذير و صاحب انتقام است . يعنى و لازم قدرت مطلقه و وعدهء منجّز ، عدم تخلّف است .
يَوْمَ تُبَدُّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّماوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ « 48 » وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفَادِ « 49 » سَرَابِيلُهُم مِن قَطِرَانٍ وَتَغْشَى وُجُوهَهُمُ النَّارُ « 50 » لِيَجْزِيَ اللَّهُ كُلَّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ « 51 » هذا بَلَاغٌ لِلنَّاسِ وَلِيُنذَرُوا بِهِ وَلِيَعْلَمُوا أَنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ وَلِيَذَّكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ « 52 »