تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
اندوهگين مباش . تحقق وعيدهاى كفار كه خداوند به پيامبرش نشان داد شكست آنها در جنگ‌هاى متعدد در زمان حيات پيامبر بود ، خاصه در جنگ بدر كبرى و كشته و اسير شدن سران مشركان و فرار مفتضحانهء بقيهء آنها . و اما آنچه پس از رحلت او واقع شد ، فتوحات مسلمين و همهء پيروزىهاى آنها تا امروز است .

[ حكم خدا و مرگ و مير زمينيان ]

فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ اين كلام تعليل جزاى شرط جملهء قبل است . يعنى اى پيامبر ، نبايد نسبت به نديدن وعيدهاى مشركان غمناك باشى ، زيرا مشاهدهء شكست آنان و آثار پيروزى خود در ابلاغ دين و عرضهء كتاب و شريعت ، و فتوحاتى كه در راه اين هدف ، تحقق مىيابد جزء وظايف نبوت نيست . معناى آيه : اى پيامبر ، جز اين نيست كه آنچه بر عهدهء توست رساندن رسالت الهى است ، يعنى به وسيلهء دعوت و بيان و منطق و برهان ، يا به جنگ و جهاد ابتدايى يا دفاعى . و آنچه بر عهدهء ماست حساب آنهاست ، يعنى حساب عقايد شرك‌آميز و عمل‌هاى فسق‌آور و مقابلهء آنها با دعوت الهى و جنگ با خداوند و دين و كتاب او ، و حساب كيفر دنيوى و اخروى آنها . أَوَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا نَأْتِى الْأَرْضَ نَنقُصُهَا مِنْ أَطْرَافِهَا اين آيه سوق شده براى هشدار و عبرت كفار از حوادث پس از وعدهء عذاب به آنها . يعنى آيا آنها نديدند كه ما به سوى اين زمين روى آورده ، پيوسته از اطراف و كرانه‌هاى آن مىكاهيم ؟ مراد توجه ارادهء تكوينى خدا به سوى ساكنان مكلف اين زمين است كه همواره آنها را به انواع مرگ و مير مىكاهد و كم مىكند ؛ بزرگان دين را كه نعمت‌هاى عظيم خدايند از معصومان و عالمان و صالحان به تدريج از ميان مردم مىبرد ، و سلاطين جور و ستمكاران مسلط جامعه را به سزاى ظلمشان مىگيرد ، و ملت‌هاى طغيانگر و نافرمان‌هاى دين و شريعت را به انواع عذاب‌ها مانند و با و طاعون و بيمارىهاى گوناگون و زلزله و طوفان صحرايى و دريايى نابود مىكند .