وسيلهء خواندن آن قطعه قطعه مىگرديد و يا به وسيلهء آن با مردگان سخن گفته مىشد ، يعنى زندگان با آنان تكلم مىكردند ، باز هم قوم تو ايمان نمىآورند ؛ چرا كه هدايت قلبى و ايمان ، معلول قطعى معجزه نيست ، بلكه امر و فرمان به طور كلى از آنِ خداست . يعنى پس از ردّ ابتدايى دعوت پيامبر ، ايمان آنها همانند ساير اجزاى عالم هستى در تحت ارادهء حتمى خداوند است ، اگر بخواهد اضلال مىكند يعنى در همان حالش رها مىكند ، و اگر بخواهد هدايت مىكند .
[ سنّت مهلت داده شدن و پارهاى از احوال كافران ]
أَفَلَمْ يَيَأْسِ الَّذِينَ آمَنوا أَن لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعاً
يعنى : پس آيا كسانى كه ايمان آوردهاند تا به حال ندانستهاند كه اگر خدا بخواهد همهء مردم را يكسره هدايت مىكند ؟ يعنى اگر خدا ارادهء حتمى نمايد همه را جبراً و قهراً به سوى ايمان و عمل صالح رهسپار مىسازد كه احدى نتواند تخلّف كند ، ولى هيچ گاه خداوند چنين كارى نمىكند ، زيرا انتخاب دين و هر عمل ديگر مكلّف بايد به اختيار انجام يابد ، پس مؤمنان همچنين ايمانى را از مشركان توقع نداشته باشند .
وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا تُصِيبُهُم بِمَا صَنَعُوا قَارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِيباً مِن دَارِهِمْ
اين كلام ، وعدهء عقوبت پياپى براى كفار مكه و حوالى آن و نزول پياپى حوادث بد و مصيبتهاست پيش از رسيدن وعدهء عظيم الهى مانند بدر و غيره .
معناى آيه : و پيوسته به كسانى كه كافر شدهاند به خاطر آنچه كردهاند ( از ردّ دعوت پيامبر اسلام و اصرار بر شرك و كفر و گناهان ) حوادث و مصيبتهاى كوبندهاى مىرسد و يا به نزديكى خانه و مسكن آنها فرود مىآيد ، مانند هجمهها و قتل و غارتهايى كه مشركان بيرون حرم دائماً گرفتار آن بودند و ساكنان حرم را نيز از پيامدها و ناامنىهاى آن مىرسيد و در اطراف مساكن خود مىديدند .
حَتَّى يَأْتِىَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ
يعنى : اين حوادث بر آنها ادامه دارد تا آن گاه كه وعدهء خدا بيايد و بىترديد ، خدا خلف وعده نمىكند .
ظاهراً مراد از وعده ، آمدن روز بدر است كه خداوند صولت مشركان را شكست و كمرشان خم شد به گونهاى كه ديگر راست نشد و به نابودى آنها از جزيرة العرب انجاميد .