تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
به‌تقدير « لَما اهتدوا » يا « لَما آمنوا » . قرآناً قرآن عَلَم شخص و تنوينش براى اعراب ، يا اسم كلى و تنوينش براى تنكير است ، يعنى « كتاباً مقروّاً » . ييأس يعنى يَعْلَمُ طبق لغت هوازن . قارعه : حادثه و مصيبت كوبنده .

[ اختيارى و محال بودن ايمان كافران ]

تفسير : كَذلِكَ أَرْسَلْنَاكَ فِى أُمَّةٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهَا أُمَمٌ لِّتَتْلُوَا عَلَيْهِمُ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَهُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ يعنى : اى پيامبر ، همان گونه كه پيش از تو پيامبرانى در ميان امت‌ها و اقوامشان فرستاديم ، تو را نيز در ميان ملتى فرستاديم كه پيش از آنها امت‌ها و اقوامى آمده و رفته‌اند ، يعنى تو نخستين پيامبرى نيستى كه قومت تعجب كند و نپذيرد ، نظير قُلْ مَا كُنتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ [ احقاف ، 9 ] بدين منظور كه آنچه را به سوى تو وحى كرديم از آيات و سوره‌هاى قرآن و از احكام و معارف شريعت ، بر آنها تلاوت كنى ؛ و اين ارسال در حالى است كه آنها به خداوند رحمان كفر مىورزند . و سوق اين جمله براى تعجب است ، و ذكر « رحمان » از ميان صفات خداوند ، اشاره به جهل و كفران آنهاست كه خدايى را كه رحمت واسعه‌اش همه كس و همه چيز را فرا گرفته ، نمىپذيرند . قُلْ هُوَ رَبِّى لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ مَتَابِ يعنى : اى پيامبر ، تو خود در برابر كفر و انكار آنها آشكارا و به صراحت بگو : او پروردگار من است و جز او معبودى نيست ، من بر او توكل نمودم و بازگشت من پس از مرگ به سوى اوست . و اين بيان يكى از راه‌هاى عقلايى اثبات مدعاست كه چون طرف دعوا حق را نپذيرد و عناد ورزد ، مدعى خود به مطلب اقرار كند و بر آن تأكيد نمايد . وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بِل لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً يعنى : اى پيامبر ، اگر اين قرآن و يا هر كتاب آسمانى قابل تلاوت ، اين اعجاز از آن برمىآمد كه كوه‌ها به وسيلهء آن از جاى كنده شده و در هوا سير داده مىشد و يا كرهء زمين به