تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
معناى آيه : و ما در هيچ شهر و روستايى پيامبرى نفرستاديم مگر آن كه پس از آن يا همراه آن مردم آن‌جا را به بأساء و ضرّاء گرفتار نموديم شايد به درگاه خدا بنالند . مراد از « بأساء » سختىها و ناراحتىهاى غير بدنى است مانند فقر مالى ، ناامنى محيط ، وقوع جنگ ، مرگ و مير اولاد و ارحام . و مراد از « ضرّاء » ناراحتى جسمى است نظير بيمارى ، ضعف ، نقص اعضا ، و با ، طاعون و نحو آنها . و اين مرحلهء امتحان و آزمايش است . و از انضمام آيهء بعد به لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ استفاده مىشود كه « لعلّ » دربارهء آنها تحقق نيافته و بر غفلت و شقاوتشان ادامه داده‌اند . ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَواْ يعنى : سپس به جاى ناراحتىها و سختىها ، راحتى و خوشى داديم تا آن‌گاه كه فزونى يافتند ، يعنى در نفوس و اولاد و افراد و اموال و وسايل زندگى زياد شدند . وَ قَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا الضَّرَّآءُ وَ السَّرَّآءُ يعنى : پس از فزونى در عِدّه و عُدّه به جاى تنبّه و تذكر گفتند : بىترديد ، پدران ما را هم ناراحتىها و راحتىها و ضرر و نفع‌ها رسيد . يعنى عروض اين حوادث به اقتضاى طبع زندگى دنياست و گرنه دست قدرتى پشت پردهء حواس ما نيست كه اين حالات از ناحيهء او به منظور آزمايش ما باشد . و اين طرز فكر نهايت شقاوت است . فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لَايَشْعُرُونَ يعنى : پس ما آنها را به نحو ناگهانى گرفتيم در حالىكه بىاطلاع از وضع حال خود بودند . وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْأَرْضِ وَلكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ « 96 » أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا بَيَاتاً وَهُمْ نَائِمُونَ « 97 » أَوْ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرَى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنَا ضُحىً وَهُمْ يَلْعَبُونَ « 98 »