كفرآميز شما و مخالفت و ستيز با خدا و انكار و عناد با شريعت و ايذاء و آزار مؤمنين كه شيوهء دائمى شما بود مانع از اين است كه وظايف اخوت نَسَبى و قبيلهاى را كه طبق فطرت و وفق شريعت بايد به آن ترتيب اثر داد ، انجام دهم .
[ نعمت و غفلت ]
وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ « 94 » ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى عَفَوْا وَقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لَايَشْعُرُونَ « 95 »
لغت و اعراب :
بأساء : سختى و ناراحتى در غير جسم . ضرّاء : ناراحتى در جسم . يضّرّعون : مخفّف يتضرّعون ، ناله و زارى . سيّئه : سختى و ناراحتى . حسنه : خوشى و رفاه حال . عَفَا الشىءُ - ناقص واوى از باب نَصَر - : زياد و انبوه شد ، و « عفَوْا » در اصل « عَفُوُوا » بوده . بدّلنا متضمّن معناى « أعطينا » است بهتقدير « أعطيناهم فى مكان السيّئة الحسنة » .
تفسير :
وَ مَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍ مِّنْ نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِالْبَأْسَآءِ وَ الضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
اين آيه و آيهء بعد ، اشاره است به سنّت جاريهء الهى دربارهء طايفهء بشرى در مرحلهء توجيه تكاليف كلّى به آنها و مخالفت آنها و عكسالعمل خدا با مخالفان . و آن سنّت اين است كه خدا پس از عرضهء تكاليف بهواسطهء پيامبران ، در آغاز محيط زندگى را بر بشرها تنگ مىگيرد شايد به اضطرار روى به خدا كنند ، و چون اعتنا نكردند بر قساوتشان مىافزايد و درهاى رفاه و نعمت را به روى آنها مىگشايد ، و اين مرحله را استدراج مىنامند .
و چون به كمال غرور و شقاوت رسيدند به وسيلهء عذاب ناگهانى آنها را نابود مىسازد .
و اين رفتار و سنّت الهى هم در فرد جارى است و هم در مجتمع .