تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
تفسير : قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُواْ مِنْ قَوْمِهِ لَنُخْرِجَنَّكَ يَاشُعَيْبُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا يعنى : در پاسخ دعوت شعيب به توحيد و امر به واجبات و نهى از افساد ، سران و اشرافى از قوم او كه از پذيرش حق تكبر ورزيده بودند گفتند : اى شعيب ، بىترديد تو را و كسانى را كه همراه تو به خدا ايمان آورده‌اند از ميان اجتماع يا از شهرمان بيرون خواهيم كرد ، مگر اين‌كه به كيش و آيين ما باز گرديد . مراد بازگشتن كسانى است كه از شرك به سوى توحيد رفته بودند . و نسبت رجوع به شعيب به عنوان تغليب است و گرنه پيامبران الهى نه سابقهء شرك و كفر دارند و نه سابقهء فسق و گناه . قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَارِهِينَ قَدِ افْتَرَيْنَا عَلَى اللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِى مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّانَا اللَّهُ مِنْهَا يعنى : شعيب گفت : آيا ما بازگرديم هر چند از آيين شما كراهت و نفرت داريم ؟ يعنى اين كار شدنى نيست . حقيقت اين است كه اگر ما به كيش شما بازگرديم پس از آن كه خداوند ما را از آن نجات بخشيده ، به خدا دروغ بسته و افترا گفته‌ايم . يعنى چون ما خود ، بطلان و پليدى آن عقايد را از خداوند نقل كرده‌ايم . وَ مَا يَكُونُ لَنَا أَن نَّعُودَ فِيهَآ يعنى : و ما را نرسد و نسزد كه به آن آيين بازگرديم . از نظر شرع جايز و از نظر خرد و عقل صحيح نيست كه پس از وصول به حقيقت و وضوح راه مستقيم و توفيق اعتقاد به توحيد واجب الوجود يكتا ، به پرستش جماد لايَعْقِل محض بازگرديم . إِلَّآ أَن يَشَآءَ اللَّهُ رَبُّنَا يعنى : مگر آن كه خداوند ، پروردگار ما آن را بخواهد . مگر آن كه به حدّى گنهكار شويم كه براى خذلانِ ما ، آن را بر ما روا دارد بدان گونه كه براى شما روا داشته است . و ممكن است استثنا به عنوان تعليق به محال باشد ، مانند اين‌كه بگويند مگر آن كه زوج فرد شود يا متناقِضَين جمع شوند .