وَلَا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجاً وَاذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ قَلِيلًا فَكَثَّرَكُمْ وَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ « 86 » وَإِن كَانَ طَائِفَةٌ مِنْكُمْ آمَنُوا بِالَّذِي أُرْسِلْتُ بِهِ وَطَائِفَةٌ لَمْ يُؤْمِنُوا فَاصْبِرُوا حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ « 87 »
لغت و اعراب :
صَدَّ عن الشىء : اعراض نمود از آن ، جلوگيرى كرد از آن . سبيل : راه ، و مذكّر و مؤنّث در آن يكسان است . تبغونها بهتقدير « تبغون لها » و ضمير « ها » راجع به سبيل است . فاصبروا خطاب به كفّار دو طايفه است ، و ممكن است خطاب به مؤمنين يا به هر دو طايفه باشد .
تفسير :
وَ لَاتَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا
قوم شعيب كه جمعيتى انبوه و داراى زندگى مرفّهى بودند شديداً در مقابل دعوت شعيب مخالفت مىكردند ، بر سر راه مؤمنان و قاصدان كويش مىنشستند ، در عقايد آنها ايجاد شبهه مىكردند و از اقامهء شعاير دينى مانع مىشدند .
معناى آيه : و بر سر هيچ راهى منشينيد در حالى كه مردم را توعيد و تهديد كنيد و هر كه را كه به خدا ايمان آورده از پيروى آن كه راه خداوند است جلوگيرى نماييد و براى آن راه جستجوى كجى كنيد ، يعنى آن را منحرف و كج معرفى نماييد يا ايجاد شبهه و خدشه كنيد .
مراد از « راه » در آيه اعمّ است از راه حسّى و معنوى يعنى احكام اصولى و فروعى شريعت ، زيرا آنها بر سر راههاى شهر كه منتهى به مركز تبليغات شعيب مىشد مىنشستند و مانع از تماس با او مىشدند ، و بر سر راه شريعت او نيز مىنشستند ، يعنى مردم را در
تفسير روان (فارسى) — صفحة 81
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٨١