لغت و اعراب :
عَقَرَه - از باب ضَرَب - : مجروح كرد او را ، عَقَرَ الإبل : نحر كرد آن را يا چهار دست و پاى آن را بريد . عتى - از باب نَصَر - : تكبر كرد و از حد گذشت . رجفة : حركت شديد ، زلزله . أصبحوا يعنى صاروا . جَثَمَ الرجلُ - از باب ضَرَب و نَصَر - : بر زمين چسبيد و نقش زمين شد .
تفسير :
فَعَقَرُواْ النَّاقَةَ وَ عَتَوْاْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قَالُواْ يَاصَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ
يعنى : پس قوم ثمود ، ماده شتر را نحر كردند و يا چهار دست و پاى آن را بريدند و از فرمان پروردگارشان سرپيچيدند و طغيان نمودند و به صالح پيامبر هم گفتند : اى صالح ، اگر تو از فرستادگان خدايى آنچه را كه به ما وعده مىدهى بر سر ما بياور . يعنى هر عذابى را كه وعده مىدهى محقق كن .
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُواْ فِى دَارِهِمْ جَاثِمِينَ
يعنى : پس آنها را زمين لرزهاى فرا گرفت ، پس در خانههاى خود به زانو درآمده و نقش زمين شدند . بايد دانست كه در سبب هلاكت دستهجمعى قوم صالح در اين كتاب كريم تعبيرات مختلفى آمده است : رجفه يعنى زلزله ، صيحه يعنى صدا ، صاعقه يعنى آتش و طاغيه يعنى عذاب فوق حد . در اينجا فأخذتهم الرجفة و در آيهء 67 سورهء هود وَ أَخَذَ الَّذيِنَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ و در آيهء 17 سورهء فصّلت فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ الْعَذَابِ الْهُونِ و در آيهء 5 سورهء الحاقّه فَأُهْلِكُواْ بِالطَّاغِيَةِ آمده است ، و ممكن است همهء اين امور واقع شده باشد .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قَالَ يَاقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّى وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَلكِن لَّاتُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
يعنى : صالح پس از درخواست عذاب براى آنها ، روى از آنان برتافت و در حال يأس از ايمانشان چنين گفت : اى قوم من ، بىترديد من رسالت پروردگارم را ، يعنى نبوت خود و كتاب و شريعت و احكام او را به شما رساندم و براى شما خيرخواهى كردم و لكن شما خيرخواهان را دوست نداريد .
تفسير روان (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٧٦