تفسير :
وَ هُوَ الَّذِى يُرْسِلُ الرِّيَاحَ بُشْرَ ما بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِ حَتَّى إِذَآ أَقَلَّتْ سَحَابًا ثِقَالًا
يعنى : و اوست كسى كه همواره بادها را مژدهدهنده پيشاپيش رحمت خود ، يعنى پيشاپيش باران و برف و تگرگ مىفرستد ، تا چون ابرهايى سنگين را برداشت ، يعنى ابرهايى تولّد يافته از بخار سطح دريا ، يا از سطح زمينهاى نمناك را به طرف بالا برد و در وسط جوّ قرار داد ؛
سُقْنَاهُ لِبَلَدٍ مَّيِّتٍ فَأَنزَلْنَا بِهِ الْمَآءَ
يعنى : آن ابرها را به سوى سرزمينى مرده مىرانيم ، تا زنده كردن آنجا را رقم زند خواه قطعهاى از زمين باشد يا منطقهء وسيعى يا كشور پهناورى كه از خشكى و بىآبى نباتاتش خشكيده يا جمعيتش در تشنگى است . پس چون آن ابرها به منطقه رسيد بدان وسيله آب را فرومىريزيم ، يعنى گاهى به صورت باران و گاهى هم به صورت برف يا تگرگ .
فَأَخْرَجْنَا بِهِ مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ
يعنى : پس از نازل كردن آب ، به وسيلهء آن آب يا آن زمين در اندك مدتى از هر نوع ميوه و حاصلى اعم از حبوب و ميوهجات ، از دل خاك بيرون مىآوريم .
كَذَ لِكَ نُخْرِجُ الْمَوْتَى لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
يعنى : اينگونه ما در روز واپسين ، مردهها را بيرون مىآوريم . ممكن است وجه تشبيه در اينجا به لحاظ حركت و رشد و خروج بذرها و هستهها از زمين باشد . يعنى اجزاء متفرّق بدنهاى انسانها و حيوانات را نيز كه در زير خاك متلاشى و مخلوط با زمين و هضم در خاك شدهاند ، به واسطهء نفخهء اول صور به حركت در مىآوريم تا بههم بپيوندند و به صورت اجسام دنيوى سر از خاك در آورند . بنابراين خروج جانداران به خروج نباتات تشبيه شده است و به اين تشبيه در موارد ديگرى از اين كتاب كريم نيز اشاره شده است : وَ أَحْيَيْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَ لِكَ الْخُرُوجُ [ ق ، 11 ] و فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّيْتًا كَذَ لِكَ تُخْرَجُونَ [ زخرف ، 11 ] .
ولى ظاهر آيه اين است كه خروج اموات به تشكّل و تكوّن ميوهجات تشبيه شده ، يعنى همان گونه كه حبوب و ميوهجات را با جذب مواد زمينى به وسيلهء شاخهها و بوتهها رشد
تفسير روان (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٦٢