لغت و اعراب :
أخبت إلى اللَّه : اطمينان و آرامش يافت به او ، و خضوع كرد در برابرش . مَثَل شىء : حال و وصف آن . و مَثَل امر محسوس و روشنى است كه ذهن شنونده با آن مأنوس است تا از آن به امرى معقول منتقل شود .
[ داستان مشركان و مؤمنان ]
تفسير :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُوا إِلَى رَبِّهِمْ أُولئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
يعنى : حقيقت اين است كسانى كه ايمان آوردند ، و توحيد خدا و اصول عقايد و آنچه را خدا به پيامبران نازل كرده باور نمودند ؛ و كارهاى شايسته انجام دادند ، يعنى آنچه را در نزد شرع نيكو و در پيش عقل پسنديده است به جا آوردند ؛ و اطمينان دل و آرامش قلب به خدا داشته و فروتنى كردند ، آنها هستند كه اهل بهشتاند و آنها در بهشت ، جاوداناند ؛ زيرا بهشتيان در ابديت شريك خدايند و در ازليّت از او جدايند .
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالْأَعْمَى وَالْأَصَمِّ وَالْبَصيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلَا تَذَكَّرُونَ
مَثَل آن دو گروه يعنى مؤمنان و كافران كه ذكرشان گذشت مَثَل كور و كر و بينا و شنواست . آيا اين دو با هم در مَثَل يكساناند ؟
يعنى : كافران از ديدن معجزات پيامبران و نشانههاى گستردهء توحيد در آفاق و انفس همانند نابيناى چشم به كلّى محروماند و آثار تنبّه و تذكر ندارند ؛ و مؤمنان از مشاهدهء جلال و جمال الهى در شراشر جهان هستى متنبّه و متذكّر شده و پيوسته در تعالى و كمالاند . و همچنين كافران از شنيدن كلام حق و آيات كتاب آسمانى و منطق رساى پيامبران همانند ناشنواى گوش محروماند ؛ و مؤمنان شنوايند و علوم غيبى و احكام آسمانى و شرايع الهى را فرامىگيرند و به كمال مىرسند .
پس آيا متذكر نمىشويد ؟ كه همان گونه كه ميان دو گروه مشبّهٌ به در وصف ظاهرى