لغت و اعراب :
مَن كان مراد از موصول ، جمع است به قرينهء رجوع ضميرهاى چهارگانه . نوفّ : به تمام مىپردازيم . بَخَسَ الشىءَ - از باب مَنَع - : كم كرد آن را . صنعوا فيها : يعنى فى الدنيا .
[ بىنصيبى دنياطلبان از آخرت ]
تفسير :
مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا
يعنى : كسانى كه زندگى دنيا و زينت آن را مىخواهند .
آنهايى كه عملهاى خيرشان را تنها براى رسيدن به دنيا انجام مىدهند ، مانند كفّار و رياكاران ، كه هدفشان از هر كار خير ، از انفاق به ارحام و مستمندان ، و خدمات اجتماعى و ابتكارات و اختراعات نافع به حال جامعه ، و اعانت مظلومان ، و اصلاح امور و غيره ، رسيدن به دنيا و مال و جاه است ؛
نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ
يعنى : عملهايشان را به آنها به كمال مىپردازيم ( پاداش دنيوى اعمالشان را طبق تعيين و اندازهگيرى واقعى ، موافق مصالح فردى و اجتماعى و مطابق با حكمت نظام اتمّ تكوين به آنها مىدهيم ) و چيزى از آنها در اين دنيا كم و كاست نمىشود .
أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِى الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ
يعنى : آنها هستند كسانى كه آنها را در عالم آخرت بهرهاى جز آتش نيست ؛ و آنچه در دنيا از عملهاى خير انجام دادهاند ، به جهت نبود شرايط قبول ، حبط و تباه شده و آنچه در دنيا به جا مىآوردند هم باطل گرديده است .
ممكن است جملهء دوم از اين دو جمله تأكيد اولى باشد و يا هريك ، علت براى جملهء پيشين خود باشد . يعنى علّت نبود چيزى در آخرت جز آتش ، اين است كه همهء عملهاى خيرشان محكوم به حبط شده ، و علّت حبط شدن هم اين است كه شرايط صحت و قبول يعنى اعتقاد به توحيد و اصول عقايد را نداشته است .