ماهر و متخصص در فن سحر در كشور مصر را نزد من آوريد .
فَلَمَّا جَاءَ السَّحَرَةُ
يعنى : پس چون جادوگران آمدند ؛ يعنى چون ماهرهاى فن جادو در نزد فرعون اجتماع كردند ، آنها را از وضع موسى و هارون اين گونه خبر داد كه دو نفر جادوگر مىخواهند در مملكت من فساد برانگيزند و امنيت دينى و اجتماعى مردم را مختل سازند ؛ و از آنها خواست با او مقابلهء به مثل كنند تا سحرشان باطل و قصدشان ريشهكن شود . و در مقدمهء اين معارضه ، آنها را در محيطى وسيع و مجتمعى انبوه در عاصمهء كشور در مقابل موسى و هارون قرار داد و بدين ترتيب از رئيس كشور و شاه عصر و اعيان ملت و سران مملكت گرفته تا سربازان صفر در سويى ، و دو نفر مدّعى نبوت با لباسهاى ساده و كهنه در سوى ديگر قرار گرفتند .
قَالَ لَهُم مُوسَى أَ لْقُوا مَا أَنتُم مُلْقُونَ
يعنى : پس از آن كه جادوگران وارد محل اجتماع شده و در مقرّ معهود خود و موسى و هارون هم در مقابل آنها قرار گرفتند ، موسى سبقت به سخن جست و در خطابى بهآنها گفت : آنچه از ابزارهاى سحر به صحنه آوردهايد و تصميم افكندن آن داريد ، بيفكنيد . اين سبقت در سخن از اين دونفر در مقابل درياى دشمن ، و دعوت ساحران به آوردن و افكندن وسايل مبارزه ، علامت قدرت روحى موساى كليم و اطمينان او بهخدا و وعدههاى او و پيروزى در ميدان مبارزه است ، و هميشه انبياى الهى عليهم السلام چنين بودهاند .
فَلَمَّا أَ لْقَوْا قَالَ مُوسَى مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لَا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ
پس چون افكندند ، يعنى هنگامى كه وسايل و ابزارهاى جادوى خود را از قبيل ريسمانهاى رنگارنگ ضخيم و باريك ، و عصاها و شاخههاى قوى و نازك درخت را افكندند ، به ناگاه هريك تبديل به مارهاى مختلف در حركت و الوان ، و اژدرهاى عظيمالجثّه و حيوانات ديگر عجيبالخلقه كه در چشم ناظران محيّرالعقول و هولناك مىنمود ، گرديد . موسى در آن حال كه با كمال متانت حال آنها را مىنگريست ، بهجادوگران گفت : اين كه شما آوردهايد و چنين منظرهاى ايجاد كردهايد و همه در ترس و رعب فرو رفتهاند ، سحر است ، يعنى جادوى بىحقيقتى بيش نيست ، و اينك بهزودى
تفسير روان (فارسى) — صفحة 407
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٤٠٧