تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير روان (فارسى) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
هنوز علماى دين و كتاب هم به مشاجره و اختلاف برنخاسته بودند . فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَبِّكَ لَقُضِىَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ يعنى : پس از ظهور پيامبران و دعوت به دين و گذشت مدتى از عمر كتاب و شريعت ، مردم اختلاف كردند ( مراد اختلاف نشأت يافته از اختلاف علما در شرايع و تفرقه در عقايد است همانند اختلاف يهود و نصارا و تفرّق هر يك به بيش از هفتاد فرقه ) . و اگر نبود سخنى كه از پروردگارت گذشته بود ، ميان آنها دربارهء آنچه با هم اختلاف مىكردند داورى حتمى مىشد . مراد از سخنى كه از سوى پروردگار گذشته ، مطلبى است كه از علم ازلى الهى به لوح محفوظ انتقال يافته ، كه سنّت جاريهء خدا اين نيست كه در مؤاخذه و عذاب اختلاف‌كنندگان و طاغيان شتاب كند ، بلكه سنّت او اين است كه اتمام دعوت و اكمال حجت كند و مجرمان را تا پايان مدت مقدّر و پيش‌بينى شده طبق رحمت واسعه و مصالح عامه و نظام اتم مهلت دهد و اكثراً كيفر را به عالم ديگر واگذارد . و مراد از قضاوت حتمى ، داورى عملى است كه فوراً به مجرد ثبوت استحقاق عذابى در خور طغيان از قبيل غرق در آب ، خَسف در زمين ، صيحهء آسمانى و سنگ‌بارانِ دسته جمعى نازل نمايد . وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِن رَبِّهِ يعنى : مشركان و كفّار دربارهء تو مىگويند : چرا بر وى آيه و معجزه‌اى از جانب پروردگارش فرود نيامده است ؟ مرادشان معجزه‌اى است كه هر بيننده را ناچار به‌پذيرش و وادار به تسليم نمايد ، مانند شتر صالح و عصاى موسى و مائدهء عيسى عليهم السلام . و ممكن است مرادشان معجزه‌اى باشد كه آنها اختيار كنند و مطابق ميل آنان باشد ، مانند معجزات شش‌گانه‌اى كه در آيات 90 تا 93 از سورهء اسراء ذكر شده است . و لازم گفتارشان استخفاف به معجزه‌هاى پيامبر اسلام و نپذيرفتن قرآن اوست . فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ للَّهِ فَانتَظِرُوا إِنِّى مَعَكُم مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ يعنى : اى پيامبر ، به آنان بگو : جز اين نيست كه غيب از آنِ خداست . يعنى آنچه از حواس هر ذىشعورى نهان و در پشت پردهء غيب است تحت سلطه و علم خداوند است كه از آن جمله معجزاتى است كه شما مىطلبيد . پس منتظر باشيد كه من نيز حتماً با شما از منتظرانم . يعنى آن معجزات سبب هلاكت شماست و چون خود خواسته‌ايد نزولش ممكن