حَقَّ بهتقدير « و أضلَّ فريقاً » ، و هر دو جمله حال است از فاعلِ تعودون .
تفسير :
وَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً قَالُواْ وَجَدْنَا عَلَيْهَا ءَابَآءَنَا وَ اللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا
كلام در تتمهء حالات اولياى شيطانهاست .
يعنى : و چون كار بسيار زشتى را انجام دهند مىگويند : ما پدرانمان را بر اين عمل يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است .
مراد از كار بسيار زشت ، كارهاى پليد كفرآور آنهاست مانند سجود در مقابل بتها ، اعتقاد به مقرّبيت و شفاعت بتان ، تحريم محلّلات الهى ، اعتقاد به اينكه فرشتگان دختران خدايند و چرخيدن به دور كعبهء معظَّمه لخت و عريان به نام طواف چنانكه در زمان جاهليت مرسوم بوده و مىگفتند : بايد انسان دور خانهء خداى خويش بدان حال بچرخد كه از مادر متولد شده نه با لباسهايى كه در آن گناه كرده است . و گاهى هم ساترى مىساختند كه تنها عورت را مىپوشانيد . و اين سنّت سيّئه ادامه داشت تا آنگاه كه امام على بن ابىطالب عليه السلام سورهء برائت را بر آنها قرائت نمود . و دو عذرى كه براى كارشان آوردهاند يكى تقليد از آباء گذشته است كه بارها جواب گفته شده ، و عذر دوم هم در اينجا تكذيب شده است .
[ خدا هرگز فرمان به گناه نمىدهد ]
قُلْ إِنَّ اللَّهَ لَايَأْمُرُ بِالْفَحْشَآءِ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَاتَعْلَمُونَ
يعنى : به آنها بگو : مسلّماً خداوند به كار زشت فرمان نمىدهد . آيا به خداوند آنچه را كه بدان علم نداريد نسبت مىدهيد ؟ يعنى اين گفتار بهتان است و هيچ دليلى بر آن از كتابهاى آسمانى و سخنان پيامبران و حكم عقل نيست .
قُلْ أَمَرَ رَبِّى بِالْقِسْطِ
پس از آن كه خدا در آيهء قبل امر به كار زشت و فحشا را مطلقاً از خود نفى كرد ، در اين كلام آنچه را كه مناسب است بدان دستور دهد بيان نمود .
يعنى : بگو : پروردگار من به قسط فرمان داده است . يعنى جامعهء بشرى را دستور داده كه در هر مقام و موردى جانب عدل و قسط را بگيرند ، مثلًا در مرحلهء اعتقاد توحيد را