كردند ، يعنى طبقات بعدىِ مسلمين در مناطق مختلف جهان ، نسلى پس از نسلى تا آنگاه كه خدا خواهد ، خدا از آنها راضى شده و آنها نيز از خدا راضى و خشنودند .
خدا از اينكه آنها دعوت پيامبر و كتاب و شريعت او را پذيرفتند ، و آنها از اينكه خدا دين را كامل و نعمت را تمام و اسلام را براى آنها به عنوان شريعت جاويدان انتخاب نموده است . « 1 » وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِى تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدَاً ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ
يعنى : و خداوند براى آنها باغها و بهشتهايى مهيّا نموده كه پيوسته زير ساختمان يا درختان آنها نهرها و رودها جارى است ، آنها هميشه در آنجا هستند ، و اين است فوز عظيم و كاميابى بزرگ .
وَمِمَّنْ حَوْلَكُم مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لَاتَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُم مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ « 101 » وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صَالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَن يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ « 102 »
لغت و اعراب :
و ممّن حَوْلَكم خبر مقدم ، منافقون مبتداى مؤخّر ، و من أهل المدينة عطف است به ممّن حولكم . مَرَد و مَرَن على الشىء - از باب نَصَر - : خو گرفت و عادت كرد به آن ، و مردوا صفت منافقون است .
هامش
( 1 ) . روشن است كه اين بشارت ، مشروط به موافات يعنى ادامهدادن بهايمان تا دم مرگ است . بنابراين ، آن عده كه بعداً دست از ايمان شستند و پيمان خدا و پيامبر را شكستند ، از اين جرگه بيروناند .